تفسیر_سوره مبارکه
#حجر_آیات۵۱تا۵۶
استماع تفسیر این آیات شریفه به نیابت از۱۴معصوموالخصوص شمس الشموس و انیس النفوس. امام رئوف آقا امام رضا علیه السلام
هدیه به صاحب و مولایمان امام زمان علیه السلام
سوره مبارکه حجر آیه ۵۱
وَنَبِّئۡهُمۡ عَن ضَيۡفِ إِبۡرَٰهِيمَ
و به آنها از مهمانهای ابراهیم خبر ده!
سوره مبارکه حجر آیه ۵۲
إِذۡ دَخَلُواْ عَلَيۡهِ فَقَالُواْ سَلَٰمٗا قَالَ إِنَّا مِنكُمۡ وَجِلُونَ
هنگامی که بر او وارد شدند و سلام کردند؛ (ابراهیم) گفت: «ما از شما بیمناکیم!»
سوره مبارکه حجر آیه ۵۳
قَالُواْ لَا تَوۡجَلۡ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَٰمٍ عَلِيمٖ
گفتند: «نترس، ما تو را به پسری دانا بشارت میدهیم!»
سوره مبارکه حجر آیه ۵۴
قَالَ أَبَشَّرۡتُمُونِي عَلَىٰٓ أَن مَّسَّنِيَ ٱلۡكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ
گفت: «آیا به من (چنین) بشارت میدهید با اینکه پیر شدهام؟! به چه چیز بشارت میدهید؟!»
سوره مبارکه حجر آیه ۵۵
قَالُواْ بَشَّرۡنَٰكَ بِٱلۡحَقِّ فَلَا تَكُن مِّنَ ٱلۡقَٰنِطِينَ
گفتند: «تو را به حق بشارت دادیم؛ از مأیوسان مباش!»
سوره مبارکه حجر آیه ۵۶
قَالَ وَمَن يَقۡنَطُ مِن رَّحۡمَةِ رَبِّهِۦٓ إِلَّا ٱلضَّآلُّونَ
گفت: «جز گمراهان، چه کسی از رحمت پروردگارش مأیوس میشود؟!»
بسم الله
🔴خطا در پاسخ دادن به پرسش شیعه یا سنی بودن فرماندهان شهید حماس
🔸گروهی از یاران امام علی (ع) در جنگ صفین سنی بودند
1️⃣در اردوگاه صفین، در سپاه امیرالمؤمنین علیه السلام چند گسل وجود داشت. گسل نخست، این بود که یاران امیرالمؤمنین علیه السلام دو گروه بودند: یک گروهشان عثمان را شهیدی مظلوم و بیگناه میدانستند و از دشمنان و قاتلانش بیزار بودند و گروه دیگر عثمان را کافری میدانستند که به سبب خطاهای خودش کشته شد! گسل دوم نیز این بود که اکثر سپاهیان امیرالمؤمنین علیه السلام، نومسلمانان پس از فتوحات یا جوانان تازه به دوران رسیدهای بودند که از حدیث غدیر بیخبر بوده و شیخین (یا خلفای ثلاث) را جانشینان واقعی رسول الله میدانستند (!) و تعداد اندکی از یارانش هم به «نصب منصوص علی ع برای جانشینی پیامبر» اعتقاد داشتند. (اینجا را بخوانید)
شاید دشوارترین کار امیرالمؤمنین علیه السلام در جنگ صفین ایجاد انسجام و الفت و اتحاد در چنین سپاه تفرقهخیزی بود که متکلمان معتزلی آن را اعجاز سیاسی علی ع دانستهاند (اینجا را بخوانید).
2️⃣«نصب منصوص امیرالمؤمنین علیه السلام به جانشینی بلافصل رسولالله صلی الله علیه و آله» به عنوان کلیدیترین باور برای تمایز شیعه از سنّی مسألهی بسیار مهم و پرتأثیری است که ناموس اعتقادی شیعه نیز محسوب میشود. با این حال، در اردوگاه صفین،"باز کردن باب گفتگو درباره این مسأله" موجب انشقاق سپاه و تفرقه در جبههی حق میشد. بویژه اینکه اگر علی علیه السلام باور واقعیاش درباره شیخین را اظهار میکرد، اکثر فرماندهان و سپاهیانش از اطرافش پراکنده میشدند.اتفاقا معاویه خیلی تلاش میکرد این گسل را در سپاه علی ع فعال کند (نامه 28 نهج البلاغه) (اینجا را بخوانید)
3️⃣در چنین شرایطی یک روز یکی از اقارب امیرالمؤمنین که ظاهرا خودش از باورمندان به نصب منصوص امیرالمؤمنین بود، باب این گفتگو را باز کرد! امیرالمؤمنین علیه السلام هرچند به اجمال پاسخ کوتاه و غیرصریحی به او دادند اما او را به جهت موقعیتنشناسی در طرح یک مسألهی درست، توبیخ کردند (يَا أَخَا بَنِي أَسَدٍ إِنَّكَ لَقَلِقُ اَلْوَضِينِ تُرْسِلُ فِي غَيْرِ سَدَد) واز او خواستند که در این شرایط به چیزی جز آل ابوسفیان نیندیشد (هَلُمَّ اَلْخَطْبَ فِي اِبْنِ أَبِي سُفْيَان)؛ (خطبه 162 نهج البلاغه) (اینجا را بخوانید)
4️⃣پرسشهایی مانند «شیعه بودن یا سنی بودن رهبران حماس»، «نیل یا عدم نیل آنان به شفاعت اهل بیت» و «شهید بودن یا نبودن آنان» به اندازه همان پرسشی که آن برادر بنیاسدی در صفین مطرح کرد، نابجا و نشانهی «قَلِقُ اَلْوَضِين» بودنِ پرسشگر است . ما نیز با تأسی به امیرالمؤمنین علیه السلام، به جای اینکه در دام چنین پرسشگرانی افتاده و پاسخ صریح بدهیم که فلان فرمانده حماس شیعه شد یا نشد، باید آنها را متقاعد کنیم که امروز زمان مناسبی برای این پرشسها نیست.
#یحیی_السنوار
💯 کانال استاد محمد عشایری منفرد (حفظه الله)
🆔https://eitaa.com/ashayerimonfared
✨
🌺حضرت یحیی اسم جهنم را میشنید بی تاب میشد
✨ نقل شده هرگاه حضرت زکریا(ع) مشغول موعظه ای بود و پسرش یحیی(ع) را در میان جمعیت می دید دیگر حرفی از جهنم و بهشت نمی برد زیرا که یحیی را دارای روحیه ای لطیف می یافت.
روزی با دقت در میان جمعیت نگریست و هنگامی که یحیی را ندید در مورد جهنم شروع به صحبت کرد. از خشم خداوند و آتش چاهی در جهنم می گفت، در این لحظه یحیی که خود را مخفی کرده بود از میان جمعیت برخواست و فریاد زد؛ وای بر هر غفلت کننده از دوزخ، آنگاه حیران و پریشان از میان جمع بیرون رفت.
هنگامی که حضرت زکریا به منزل آمد از یحیی خبری نبود، مادر یحیی به دنبالش رفت. فرزندش را در کنار آبی نشسته دید که با خداوند مناجات می کرد، یحیی همراه مادرش به خانه بازگشت.
حضرت یحیی آنقدر از عظمت خدا گریه می کرد که جای اشک بر صورتش مشخص بود .
📕کتاب داستان پیامبران، ص ۲۳۰
✨به سوی خدا
┄┅═✾•••✾═┅┄
🆔@sooye_khoda