سلام سلام قشنگاممممم شبتون بخیر من اومدم بعد از مدتهاااااا💋💋💋😅😅ولی توی اون کانال فعالیت داشتیم😊
#سرگذشت_غزل
اسمم غزل بود سنی نداشتم.
یه خواهر بزرگتر از خودم داشتم ولی تفاوت سنی مون زیاد نبود. پدرم کارخونهدار بود بابام بایکی از رفقای قدیمیاش
شریک بود.
از وقتی یادم میاد باهم رفتوآمد داشتیم شریک پدرم یه پسر داشت که حدود ۵ سال از من بزرگتر بود. همبازی بودیم با همدیگه و به چشم خواهر و برادر به هم نگاه میکردیم. تا اینکه يکروز معلوم نشد چیشد که شریک بابام از بابام طلبکار شد. پدرم تا مرز ورشکستگی رفت اما شریکش شرطي گذاشت که سرنوشت منو عوض کرد.
اگر توهم دوست داری این رمان پر هیجان روبخونی بزن روی پیوستن
https://eitaa.com/soqermah
تی 🦋تی
#سرگذشت_غزل اسمم غزل بود سنی نداشتم. یه خواهر بزرگتر از خودم داشتم ولی تفاوت سنی مون زیاد نبود. پدر
بدو بدو که پارت اولش از فردا شروع میشه❌❌