نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان دارد
زبان عاشقان چشم است و چشم از دل نشان دارد
#هوشنگ_ابتهاج
جز آستان توام در جهان پناهی نیست
سرِ مرا به جز این در، حواله گاهی نیست
عدو چو تیغ کِشد، من سپر بیندازم
که تیغِ ما به جز از نالهای و آهی نیست
چرا ز کویِ خرابات روی برتابم
کز این بِهَم، به جهان هیچ رسم و راهی نیست
زمانه گر بزند آتشم به خرمنِ عمر
بگو بسوز که بر من به برگِ کاهی نیست
#حافظ
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم
به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم
به گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم
به مجمعی که درآیند شاهدان دو عالم
نظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشم
به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم
ز خواب عاقبت آگه به بوی موی تو باشم
حدیث روضه نگویم گل بهشت نبویم
جمال حور نجویم دوان به سوی تو باشم
می بهشت ننوشم ز دست ساقی رضوان
مرا به باده چه حاجت که مست روی تو باشم
هزار بادیه سهل است با وجود تو رفتن
و گر خلاف کنم #سعدیا به سوی تو باشم
این هدیه را اگر نپذیری کجا برم؟
جان است، جان! اگر تو نگیری کجا برم؟
یار عزیز! یوسف من کم تحمل است
این برده را برای اسیری کجا برم؟
بخت مرا سیاه، چو گیسوی خود مخواه
موی سفید را سر پیری کجا برم؟
ای قلب زخم خوردهی بیمار، من تو را
گر پیش پای دوست نمیری کجا برم؟
جان هدیهایست پیشکش آورده از خودت
این هدیه را اگر نپذیری کجا برم؟
#فاضل_نظری
قُدرَتم نیست که این بار دگر گِریه کُنم
ما رسیدیم دم مرزِ کفن کردن اَشک...
#محمد_سبحان_مهنام
غلامِ نرگسِ مستِ تو تاجدارانند
خرابِ بادهٔ لعلِ تو هوشیارانند
تو را صبا و مرا آبِ دیده شد غَمّاز
و گر نه عاشق و معشوق رازدارانند
ز زیرِ زلفِ دوتا چون گذر کُنی بِنْگر
که از یَمین و یَسارت چه سوگوارانند
گذار کن چو صبا بر بنفشه زار و ببین
که از تَطاوُلِ زلفت چه بیقرارانند
نصیبِ ماست بهشت ای خداشناس برو
که مُستَحَقِّ کرامت گناهکارانند
نه من بر آن گُلِ عارض غزل سُرایم و بس
که عَندَلیبِ تو از هر طرف هزارانند
تو دستگیر شو ای خضرِ پی خجسته که من
پیاده میروم و هَمرَهان سوارانند
بیا به میکده و چهره ارغوانی کن
مرو به صومعه کآنجا سیاه کارانند
خلاصِ #حافظ از آن زلفِ تابدار مباد
که بستگانِ کمندِ تو رستگارانند
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای گل نه همین معرکه من بتو گرم است
هنگامه صد سوخته خرمن بتو گرم است
ترک تو نگویم اگرم بهرتوسوزم
چون شمع سرم تا دم مردن به تو گرم است
گرم است به هم پشت رقیبان پی قتلم
ای عشق دل افروز دل من به تو گرم است
سرحلقه ماتم زدگانی تو #فصیحی
بخروش که هنگامه شیون بتو گرم است