تکیه بر کس نکن ای دل که در این شهر غریب
آه سرد از وسط سینه به نام من وتوست
کل دنیا !... همه!... درگیر محبت شده اند
آنکه بیجا وجواب است سلام من وتوست
ما که سقف سرمان ریخته فرق سرمان
پس چرا برف همه برسر بام من وتوست؟
من و تو خوب خبر از دل خوبان داریم
آه از تلخی زهری که به کام من و توست
دیگران گرگ شدند وهمه بر گله زدند
بی سر و صاحب وچوپان شده دام من وتوست
در جهانی که همه تیغ گرفتند به دست
خالی و فاقد شمشیر نیام من وتوست
دل من باز شکستی؟ همگان را بشکن!!!!
خامُشی بیشتر از این نه مرام من و توست
سروش وطن پور/شبگرد
سه شنبه۵فروردین۱۳۹۹
@soroush_0301
باران دیشب تا سحر باریده از من...
باریده چشمم بخت تا خندیده از من...
چشمان تو پیغمبرانی دزد هستند
دارند هر یک صد دل دزدیده از من...
رنجاندن عاشق همیشه رسم بوده
رنجاندن از تو و دل رنجیده از من...
شعری که مخفی کرده ام هستی دقیقا
این شعر زیبا که کسی نشنیده از من...
ای ماه شبگردی بکن در دفتر شب
آنگونه که مصراع آخر دیده از من...
#شبگرد
https://eitaa.com/joinchat/2417885314Cad2d3b670e
#چارپاره
بین خاک و میان آنهمه خون
اینهمه بوی سیب یعنی چه...
مادر آمد ببیند و برود
اینکه شیب الخضیب یعنی چه...
خون گرفته محاسن آنقدری
که سر نیزه ها نمایان است
قطره قطره چکید روی خاک
گوییا زیر نیزه باران است
نیزه بارید و چشم من بارید
اشک هایم به کربلا رفته
باز قرآن به نیزه ها کردند...
...نه سر تو به نیزه ها رفته
سرِ،سرهای بر سر نیزه...
که نوازش شدند دست نسیم
گرچه زخمی شدند وخونی باز
روی عباس ماه مثل قدیم
قمر خیمه ها ،...خدا حافظ
ماه شبگرد ما... خدا حافظ
آی دلخشوییِ تشنه لبان
ساقی کربلا... خدا حافظ
رفته ای ای عمو و نشنیدی
حرف آن مست پست فطرت که...
من شنیدم ...ولی نفهمیدم...
اینکه اصلا کنیز یعنی چه...
از تو بردند دست هایت را
از من امید وتکیه گاهم را
رفته ای و گرفته اند از من...
...گوشواره های ماهم را
رو سپیدی من عمویم بود
بی عمو موسپید گشتم من
ماه مثل عموست...اصلا نیست
مثل بابا هرچه گشتم من
صورتت را که زخم کرده وای
که سرت را به اشک میشویم...
که مرا ای خدا یتیمم کرد؟
به عمو صبح زود میگویم......
بر کشته اشک ها قتیل العبرات
بر هر دو لب تشنه وعطشان صلوات
اللهم عجل ولیک الفرج
شاعر:سروش وطن پور/شبگرد
https://eitaa.com/joinchat/2417885314Cad2d3b670e
گریه ها بود و اشک پی در پی
دشت از اشک دشت شالی بود
جای دست تو در خرابه شام
بین موی رقیه خالی بود
#شبگرد
#یا_ابالفضل
پر گشته دنیا از زن و از مرد نامرد
نا مردمی پیداست...و بی پرده نامرد
درکی ز مردم نیست در رفتار مردم
کلا همه هستیم ما نامرد نامرد
از جان من هی میخورد درد زمانه
هر روز مهمان منست این درد نامرد
تنها نه دل های ذلیلان خون شده!نه!
به ظالمان هم ظلم بیجا کرده نامرد
آمد دلم را برد و مردم...هیییچ انگار
ماه تمام نیمه ی شبگرد نامرد
#شبگرد
۱۴۰۱/۰۶/۱۱
@soroush_0301
امشب عجب از یاد تو ویران و خرابم
برگم که جدا گشته ی از کل کتابم
گیرم که گنه کارم و صد توبه شکستم
با هجر نباید دهی ای عشق عذابم
عمریست که من تشنه دیدار تو هستم
دنبال تو انگار نه...دنبال سرابم
افکار پریشان تو مهمان منند...ای
افکار پریشان! بگذارید بخوابم!
هر روز سلامت بکنم دست به سینه
ای کاش جوابم نکنی...دهی جوابم
شبگردی من باز شد آغاز دوباره
امشب عجب از یاد تو ویران و خرابم...
سروش وطن پور/شبگرد
۱۴۰۰/۱۰/۱۷