هدایت شده از / کوچه بن بست.../
بعد از تو وزن شعر من حتی شکسته شد
موی سرم چو قالب شعرم سپید شد
تاثیر دل به آب و هوا را که دیده است
سیل از دو چشمم آمد و باران شدید شد
فکر وخیال وخاطره خوب و هرچه بود
رفتند و ناله آمد و از دل به صورتم
غم آمد و نشان خوشی ناپدید شد
بعد از تو وزن شعر من حتی شکسته شد
جان قلم درآمده بدجور خسته شد
آنقدر ذکر بیا را نوشته ام
آنقدر گفته ام که بیا و نیامدی
دیگر زبان ز آمدنت نا امید شد
طبعم ولی هنوز صدا میکند تورا...
شاعر نمیشود بخدا که بدون یار...
راحت به حال خود... سرگرم شاعری
سرگرم با غزل ...
با شعر انتظار...
شاعر!
با بیت بیت هر غزل خود شهید شد
گفتم کمی ز تو بنویسم کمی جنون
بر کاغذ دلم قلم اما شکسته شد
دلخوش به طبع شعر خودم بوده ام ولی
بعد از تو وزن شعر من حتی شکسته شد
موی سرم چو قالب شعرم سپید شد...
۷بهمن۱۴۰۰
#شبگرد
#شعر_نو
شهریست شلوغ با هیاهویی چند
بازار سیاه چشم و ابرویی چند
هر گوشه ی این شهر بساطی پهن است
ای عشق دل شکسته کیلویی چند؟!
#صفر_بیگی
یکی بیاد به من بگه چرا وقتی برق میره اینترنت هم باهاش میره؟
#سوال_بیست_امتیازی
هرچه مي خنديم بعضي چهره در هم مي كشند
خنده را هم با مداد دودي غم مي كشند
سرخوشان از بيم غم دنبال شادي مي روند
لوليان از فرط شادي نشئه ي غم مي كشند
تاجران در بيتشان آروغ شرعي مي زنند
شاعران در شعرشان آه دمادم مي کشند
پشت اين بازار نا موزون، ترازو دارها
عقل را كم مي خرند و عشق را كم مي كشند
آخرت جويان خدايا بيشتر دنيايي اند
آخر از چاه زنخدان آب زمزم مي كشند
نقش اگر باشد عزا گويان حيدر حيدرند
نقشه اي باشد اكر با ابن ملجم مي كشند
گول اين نقش آفرينان ثنا گو را مخور
بيشتر گرسيوزان را شكل رستم مي كشند
اي خوشا آنان كه نقاشان درد مردمند
عيد را عيد و محرم را محرم مي كشند
عليرضا قزوه
من چنان محو سخن گفتن گرمت بودم
که تو از هرچه که دم میزدی آن دم خوش بود
#حسین_منزوی
/ کوچه بن بست.../
مارا به دنبال خودت هی میدوانی نوری! درون پرده ای از شب نهانی خالیست جیبم! نه! پر است از کاغذ شعر ن
ای قبله قدسی اسیر چشم صهیون...
یکروز می آیم سراغت ناگهانی
#شبگرد
تو بچه تخسی که شناسای جهانی
عالم همه حیران ز عروسک کشی توست
جشنیست به هر گوشه دنیا که شروع...
...پایان تو و قصه کودک کشی توست
#شبگرد
#قدس_آزاد_است