eitaa logo
/ کوچه بن بست.../
349 دنبال‌کننده
493 عکس
132 ویدیو
0 فایل
شبها چقدر قدم زدن میچسبد... آدمی بعد از مرگ در عالم اعمال خود زندگی میکند #شهید_آووینی کانال اشعار سروش وطن پور👤 انتقادی بیشنهادی👇 @s_shab22
مشاهده در ایتا
دانلود
315.3K
بدنامم و آلوده ز عشقی پاکم...
بعد مرگم می‌کشان گویند در میخانه ها... آن سیه مستی که خم هارا تهی میکرد کو
دندان طمع یاکه لب شرم، گزان است؟ یا پسته خنده است و لبی روی گزان است؟ دوری توسرد است ولی سوخته منرا این داغ زمستانه عجب گریه‌پزان است آنقدر ملامت شده تا ریخته از خود برگی که ستم دیده ی از آه خزان است نقشی به خیالات من انداخته است عشق پر نقش تر از «پیرهن رنگ رزان است» در عشق نمازیست که محتاج اذان نیست تا قبله ازان است! که محتاج اذان است؟ برپایه باد است نهادم و غمی نیست تا باد نفس های تو هر صبح وزان است دق میکنم آخر من شبگرد و غریبی... تنها نشو ای دوست که ام المرضان است ✍️سروش وطن پور/ 1402/10/02
عکس من برعکس من دارد زیارت میکند... ممنون از دوست عزیز و خوبم
حدود هفت هشت سال پیش بود اولین بیتی که گفتم هیچ وقت یادم نمیره قرار بود توی هیئت رجز بخونم! بهم گفتن برو یه شعری پیداکن که بیت اول مدح امیر المومنین باشه و بیت بعد روضه باشه!! !!! اصلا همچین چیزی فکرنکنم تا الان بوده باشه ... و کسی سروده باشه ولی من رفتم تو اینترنت بگردم دنبال شعر کلی گشتم و گشتم ولی نبود از طرفی من همیشه متن و انشا میخواستم بنویسم خیلی متن های قشنگی مینوشتم معلمام میگفتن انشاهات با همه فرق داره منم اعتماد به نفسی گرفته بودم و با خودم گفتم بذار خودم یه شعر بسازم... بی اختیار روی کاغذ نوشتم: عاقبت روی سیاه روی به دیوار بود ولی از فضل علی روی سیاه.... آبرودار بود!!! قلم و انداختم زمین با خودم گفتم ااااااه اینو من گفتم؟ منم میتونم شعر بگم؟ خلاصه میخواستم ایام ولادت امیر المومنین «علیه السلام» پدر بچه شیعه ها بگم که آبروی داشته و نداشته مون دست شماست آقاجون نباشه هیچوقت از سر این سفره جدامون کنی. 🌹میلاد آقا امیر المومنین مبارک🌹
پدر علیست اگر...شیعه مفتخر باشد بیا به خوابم یک لحظه بر نگرد پدر...
ٌ مرغ دلم رفته به کرب وبلا تا مرض هجر بگیرد شفا رفته که تنرا بسپارد به خاک سینه زخمی و تن چاک چاک حضرت ارباب سلامٌ علیک تشنگی آب سلامٌ علیک چایی عشقش میِ دارالشفا میکده بهتر بجز اینجا کجا به!چه مراعات نظیری شدم نوکر و مداحی و چاییِ دم حضرت ساقی بده جامی به من چای عراقی؟! بده جامی به من...!!! درد بده غصه بده غم بده جای شفا اشک دمادم بده قطره ام و سوی شما جاری ام گرچه گرفتار گرفتاری ام این سر بیمار فدای حسین هرچه گرفتار فدای حسین گفت کسی با من بیدل...بیا!! آمده ای تا که بگیری شفا؟ گفتمش ای دوست به چشمان تر خواهم از آقا ز شفا بیشتر گفت تواز مرز شفا رد شدی آنقدر از مرز بلا رد شدی شادی اگر با دل پر زخم و خون صاف برو وادی دار الجنون