/ کوچه بن بست.../
آمد گدا میان امیران دقایقی... مارا به بزم خود بپذیران دقایقی... در جنگ عاشقی،خبر از سن و سال نیست ت
لیلای بغض! ...دفتر در خون کشیده ام
هور الهویزه ای تب مجنون کشیده ام
دردی ندیده ام که توانم بگویمش
درد ندیده ای که به مضمون کشیده ام
در آرزوی گوشه نگاهی نشسته ام
من آن دلم که منت قارون کشیده ام
با خط بغض داغ شقایق کشیدنیست
داغ شقایق از خط جیحون کشیده ام
درکربلای تشنه لبان ذکر آب بود
در کربلای ما همه ذکر حجاب بود
شاعر:سروش وطن پور/ #شبگرد
#شهدا
#وصیت_شهدا
#بداهه
۱۴۰۲/۷/۵