الان قفل شدم هر کاری میخوام بکنم یا هوا تاریکه نمیشه یا نت باید قوی باشه یا گرممه ... فقط میتونم بخوابم به سقف نگاه کنم
نوزاد بغل دستیم انقدر خوردنیه دلم میخواد به مامان باباش بگم بسه دیگه حالا بدینش من 😭✨
بخدا برگام بپره طاقچه رو حذف میکنم .. کلی کتاب خریدم خوندم که اینهمه برگ جمع شدههه
اولین بار که فیلم the notebook رو دیدم مجرد بودم ،
انقدر منو عصبی کرد که نصفه گذاشتمش کنار
چون نه تنها عشقی که الی تجربه میکرد رو نداشتم ،
بلکه فکر نمیکردم هیچوقت هم بدستش بیارم .
امروز بعد از یه شب سخت بیدار شدم
و اولین چیزی که به ذهنم رسید دیدن ادامه فیلم بود ..
و فیلم دیگه منو عصبی نکرد !
چون بالاخره منم اون عشق رو پیدا کردم
و احساسات الی برام قابل درک بود ♡
و فقط کلی گریه کردم و احساساتی شدم ,
و سنگینی دردهای جسمی شب رو با اشکام از بین بردم ،
و دعا کردم که منم اگه یروز الزایمر گرفتم زندگیم همونجوری بشه که مال الی شد ✨