شاهیجانم، چرا دنیا اینقدر پر از چیزهای وحشتناک است؟ پر از محکومیتهای وحشتناک است؟ پر از نیازهای وحشتناک است؟ پر از بیماری و جنون است؟ دیروز اینجا در مونیخ یک نفر مرد خودش را به دار کشیده و علتش این بوده که در جریان پخش مسابقۀ فوتبال آلمان و سوئیس تلویزیونش خراب میشود و چون نمیتواند بقیۀ مسابقه راتماشا کند از عصبانیت اول تلویزیون را میشکند و بعد خودکشی میکند. این خبر برای من خیلی عجیب بود. زندگی به یک چنین علاقههای کوچکی بسته شده و این علاقهها با همۀ کوچکیشان حیاتی هستند و با وجود این به دست نمیآیند. قربانت بروم. من که ترا دوست دارم. من که ترا دوست دارم. من که ترا دوست دارم.
دیگر نمینویسم چون واقعاً حالم وحشتناک بد است.
تا فردا
میبوسمت
فروغ
-نامهی فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان
نظریهای که زیاد طرفدار نداره اینه که جدای شوخیها و جوکها، مختارنامه سریال خیلی قویایه. ویژگیها و مشکلات ظالم و مظلوم رو باز میکنه. سریال برای پونزده سال پیشه اما جوری با ظرافت ساخته شده که انگار برای امساله. به مسئله تکرار شدن تاریخ رو میپردازه و الگوهای رفتاری ستمگر و ستمدیده ناآگاه رو ریشهیابی میکنه. نشون میده که چطور باید از اشتباهات خود قهرمان اصلی هم درس بگیریم. اینکه بگیم این سریال مربوط به عربهاست واقعا حماقت محضه چون مسائلی که تو این سریال گفته شده به همه ماها مربوط میشه. مختارنامه خیلی مهمتر از این حرفاست و کاملا مشخصه که کارگردان و تیم نویسنده حتی به این قضایای پیش پا افتاده فکر هم نکردن.
البته اینکه صداسیما چیز جدیدی برای ارائه نداره رو هم منکر نمیشم تمرکزم بیشتر روی این سریال بهخصوص بود
Space oddity
-Black widow
میخواستم یه سری توضیحات راجب این بدم یادم رفت اون موقع
شعر این ریکورد توسط Rudyard Kipling در سال ۱۹۰۳ نوشته شده که راجب زجر و مشقتیه که سربازها در جنگ میکشن.
در سال ۱۹۱۵، Taylor Holmes، بازیگر آمریکایی اون رو خوند که ترس، نفرت، عصبانیت و جنون تو صداش مشهوده. در واقع قدرت بیانش رو به رخ مخاطب میکشه.