کانال خبری اسپاد
🔴مهرهای که نقاب عوض کرد، نه مسیر ✍سید: 🔹#بهروز_احسانی_اسلاملو، چهرهای که یک بار از شعلههای دروغی
🔴گسست از درون
✍سید:
🔹چند روز پیش، در سکوت سنگین محوطه محصور و دیوارهای بتنی کمپ اشرف۳ در #آلبانی، خبری حیرتآور همهجا پیچید: «خانوادهای پنجنفره، پس از سالها عضویت در سازمان منافقین، بهصورت دستهجمعی گریختند.»
🔸این سازمان که بیش از چهار دهه بازوی اطلاعاتی و عملیاتی علیه ایران بوده و با هدایت سرویسهای آمریکا، اسرائیل و فرانسه مأمور اجرای ترور، خرابکاری، شایعهپراکنی، جنگ نرم و عملیات روانی است، ناگهان شاهد شکاف در استخوانبندی داخلی خود شد. این #فرار نه یک حادثه ساده، بلکه ضربه حیثیتی عمیقی است برای ساختاری که بر انزوای کامل، قطع روابط خانوادگی و کنترل امنیتی چندلایه بنا شده که حالا بدترین کابوس خود را تجربه میکند.
🔹برای اعضای باقیمانده، این یک پیام عینی است که «درِ خروج وجود دارد» و میتواند آغازگر موج دوم ریزش باشد. برای حامیان خارجی، از واشنگتن تا تلآویو و پاریس، این یک سیگنال ضعف است که ارزش سرمایهگذاری و بهرهبرداری مجدد را زیر سوال میبرد.
🔸این خانواده با عبور از حلقههای امنیتی عملاً روایت رسمی سازمان را که «گریز غیرممکن است» فرو ریختند و فرصتی استراتژیک برای بهرهبرداری رسانهای و روانی به وجود آوردند. این خانواده، تصویر منسجم سازمان را در اذهان حامیان شکستند،و ناامنی روانی را در بدنه تزریق کردند. ماجرا مشابه یک عملیات نفوذ وارونه است؛ شکست از درون، بدون شلیک حتی یک گلوله که اگر هدفمند بهرهبرداری شود، میتواند هم بدنه داخلی را دچار فروپاشی کندو هم رابطه آن با حامیان خارجی را به فرسایش بکشاند.
#مجاهدِلهشده #گروهک_تروریستی_منافقین
#منافقین #تیرانا #حیوانات_مدرن
🔴برای ایران
✍خیمهگاه ولایت:
🔹میدان آزادی چند روز دیگر «۱۴شهریور» نه صرفاً میزبان یک کنسرت، که صحنه بازتولید یک نشانه ملی است. اجرای همایون شجریان در قلب تهران، با حضور انبوه مخاطبان روبرو خواهد شد، و پیامی فراتر از موسیقی دارد، آن هم یادآوری حیات اجتماعی و فرهنگی در بطن یک ملت ایستاده در مقابل دشمن.
🔸از دیروز تا کنون که این خبر در رسانههای داخلی و خارجی پخش شده، جبهه معارض در موقعیت سوختن و واکنش سریع قرار گرفت. مزدوران سایبری تشکیلات منافقین، جریان سلطنتطلب، و بلندگوهای رسانهای خارج از کشور در برابر این خبر، سه ضربه همزمان دریافت کردند.
1⃣ضربه مکانی با استفاده از میدان آزادی.
2⃣ضربه جمعیتی با نمایش یک حضور مشروعیتساز که میآیند.
3⃣ضربه هویتی با ترکیب موسیقی فاخر و وحدت ملی.
🔹گرچه واکنش عملههای سایبری از جنس حمله نیست؛ بلکه بیشتر شبیه تدافع عصبی است، با توهین، تحریف و کوچکنمایی، نشان از آنکه نقطهای حیاتی از پیکره روانیشان هدف قرار گرفته. این رویداد، که میتوان آن را یک «شوک نرم» مؤثر توصیف کرد، شکافی در روایتسازی دشمن ایجاد میکند که در صورت بهرهبرداری سریع و انتشار موج تصویر «ایران زنده»، پیش از ضدروایتسازی، میتواند به تثبیت یک سرمایه روانی_اجتماعی ارزشمند منجر شود.
#شجریان
#همایون_شجریان
◀️ به پایگاه خبری تحلیلی #خیمهگاه_ولایت بپیوندید👇👇
➡️ https://eitaa.com/joinchat/2868117506C71fc999fff
امشب قسمت سوم و چهارم مستند داستانی امنیتی عاکف سلیمانی فصل پنجم، در کانال آقای عاکف سلیمانی منتشر خواهد شد.
لطفا اطلاع رسانی بفرمایید 👇
https://eitaa.com/joinchat/2950496281C6e553897b7
@akef_soleimany
هدایت شده از کانال خبری اسپاد
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ عَلِيِّ بْنِ مُوسَىٰ الرِّضَا الْمُرْتَضَىٰ الْإِمامِ التَّقِيِّ النَّقِيِّ وَحُجَّتِكَ عَلَىٰ مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَمَنْ تَحْتَ الثَّرَىٰ الصِّدِيقِ الشَّهِيدِ صَلاةً كَثِيرَةً تامَّةً زاكِيَةً مُتَواصِلَةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً كَأَفْضَلِ مَا صَلَّيْتَ عَلَىٰ أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ
#به_وقت_زیارت_امام_رضاجانم❤️
◀️ به پایگاه خبری تحلیلی #خیمهگاه_ولایت بپیوندید👇👇
➡️ https://eitaa.com/joinchat/2868117506C71fc999fff
19.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴فیلمی واقعی از لحظه #ربایش
یک نظامی آمریکایی در #عراق، سال 2005
◀️ به پایگاه خبری تحلیلی #خیمهگاه_ولایت بپیوندید👇👇
➡️ https://eitaa.com/joinchat/2868117506C71fc999fff
هدایت شده از خیمه گاه ولایت
بسم الله الرحمن الرحیم
#قسمت_سوم
پس از بازگشت به ستاد رفتم دو رکعت نماز شکر و سجده شکر که به فرموده امام زمان عجلالله تعالیفرجه الشریف از واجبترین مستحبات است را به جا آوردم و از محضر خدای متعال و حضرت مهدی تشکر کردم که عملیات با موفقیت انجام شد.
بهزاد «مسئول دفترم» آمد اتاقم و گفت عاصف و تیم رسیدند به ستاد. رفتم سمت اتاقی که باید میرفتم. وارد اتاق بازجویی شدم تا سرتیم داخلی تروریستهای دستگیر شده را شخصا بازجویی کنم. نفس عمیقی کشیدم و به چهرهاش که بچهها به او چشم بند زده بودند، خیره شدم... نشستم مقابلش، گفتم:
+اسم اصلی؟
سکوت کرد و چیزی نگفت. اول کار باید میخ را محکم میکوبیدم. محکم کوبیدم روی میز و صدای ضربه به میز در اتاق بازجویی پیچید، متهم تکانی خورد، گفتم: دوباره میپرسم، اسم.
آب دهانش را قورت داد، با نفس تنگی و به آرامی گفت: «عبدالله…»
گفتم:
+فرمانده هدایت میدانی شما کیه؟
_فقط کد داریم…
+اسمش؟
_«ابومصعب».
+مأموریت؟
_اقدام علیه مرکز ایران.
صدایم را بردم بالاتر و با عصبانیت گفتم:
+مختصات و کامل بگو. همین الان و خیلی فوری.
عبدالله مکث طولانی کرد. بلند شدم رفتم پشت سر عبدالله قرار گرفتم و به احسان اشاره زدم تصاویر کمربندهای انفجاری را روبروی عبدالله بگذارد... احسان آمد پشت عبدالله و چشم بند او را کمی بالا زد، آمد کنارم ایستاد. به عبدالله گفتم:
+سرت و هم حق نداری برگردونی. چندتا عکس روی میز کنار دستته. اینا رو خودت بستی یا نفر دوم؟
چند ثانیهای نگاه کرد و گفت:
_نصفش من… نصفش یاسر.
میخواست شیطنت کند سرش را برگرداند که احسان با پنجههای قویاش گردنش را گرفت و فورا چشم بندش را پایین کشید و هردوتا دستانش را با دستبند از پشت بست. من هم بخاطر کینهای که از تکفیریها و سلفیها داشتم محکم به پس گردن عبدالله زدم و به او گفتم:
+ببین حروم زاده، فکر نکن میتونی از اینجا جان سالم به در ببری. جد و آبادت و میارم جلوی چشمت و اونقدر میزنمت که مثل یه سگ زخمی تا صبح زوزه بکشی فقط.
با صدای عصبانی گفتم: فورا بگو یاسر کجاست الان؟
عبدالله لبخند عصبی زد و گفت:
_همونجایی که شما گرفتینش…
یادداشت میکنم: «هماهنگی کامل تیم، بدون پشتیبان فعال در تهران.»
ادامه دادم و پرسیدم:
+کی توی مرز شمارو تأمین کرد؟
_یه رابط که از سمت ایوب بود.
+اسم رابط چیه و اسم اصلی ایوب چیه؟
_اسم رابط احمد هست. ابومصعب اون و معرفی کرد...
+مسیر و پوششتون کجا و چطور بود؟
_در پوشش راننده کامیون حامل بار میوه… از مرز «....» به سمت ایران.
+آخرین بار کی با عراق و ابومصعب تماس گرفتی؟
_دیشب… ۲۲:۱۰… پیام تایید عملیات و گرفتم.
+کجا آموزش دیدی؟
_در اردوگاه شمال حلب
+هدف نهایی شما چی بود؟
_عملیات استشهادی«انتحاری» دوگانه در مسیرهای اربعین تهران.
مشخص بود که این عناصر تکفیری، جزء وفاداران کامل به هسته داعش هستند. به احسان اشاره کردم دستان عبدالله را اینبار از جلو دستبند بزند. عاصف در را باز کرد و اشارهای به من زد که بروم بیرون کارم دارد. هنگام خروج از اتاق بازجویی به عبدالله گفتم: «تمام شبکهتون و، از ارتباطات داخلی و خارجی و پشتیبانی و... رو تا بر میگردم بنویس...»
رفتم بیرون و دیدم عاصف یک سری مستندات جدید را برایم آماده کرد تا در سیستم سینگل، بررسی کنم. تصاویر جدیدی که درمورد آن در ادامه این مستند داستانی امنیتی خواهید خواند.
آن شب عاصف و دونفر دیگر از نیروهای من سه نفر دیگر از این شبکه عملیاتی را که دستگیر کرده بودیم بازجویی کردند و به سرنخهای مهم و مشترکی رسیدیم.
دستگیری چهار عنصر زنده برای بهرهبرداری اطلاعاتی در شب اربعین، و کشف دو کمربند انفجاری، نقشههای چاپی مسیرهای مواکب تهران، کشف سلاحهای خودکار و مهمات و همچنین اعتراف عبدالله سرتیم این گروه چهارنفره منجر به شناسایی سه رابط خارجی شد، و این شد آغاز عملیات تعقیب در خارج از ایران...
عبدالله و آن سه عضو دیگر داعش تحت شدیدترین شکنجههای روانی قرار گرفتند و مستندات ما هم که از قبل تکمیل بود، اما آنها تکمیلتر کردند و دیگر راهی برای فرار از اعترافات کامل و صحیح نداشتند.
هدایت شده از خیمه گاه ولایت
#قسمت_چهارم
ده دقیقه بعد برگشتم به اتاق بازجویی و دیدم عبدالله همچنان دارد مینویسد. بعد از دقایقی آنچه باید مینوشت را نوشت...
عبدالله آن شب در بازجویی، خیلی زود اعتراف کرد، چون با عوامل چندگانه و به طور همزمان روی او فشار آوردم و عملاً دو سناریوی ذهنیاش، یعنی «تحمل و سکوت» یا «شکستن و گفتن»، در همان ساعات اولیه بهنفع اعتراف فرو ریخت.
یکی از دلایل اصلیاش، شوک روانی دستگیری بود که او فکر نمیکرد دستگیر شود. چون انتظار داشت در عملیات استشهادی «انتحاری تروریستی» خودش را منفجر کند، یا نهایتا در درگیری مسلحانه با نیروهای اطلاعاتی و امنیتی در تهران کشته شود. لحظهای که زنده و دستبسته افتاد، تضادی که با طرح ذهنیاش ایجاد شد، ضربه شدید روانی به او زد که خودش هم به آن اعتراف کرد. این شوک باعث شد دیگر نتواند همان مقاومت ایدئولوژیک اولیه را مدیریت کند.
مسئله دوم قطع ارتباط کامل با شبکه بود که نمیدانست الان علیه او دارند چه اعترافی میکنند. چون عاصف و دونفر دیگر از بچهها که نفر سوم و چهارم را همزمان با من در اتاقهای دیگر بازجویی میکردند، فورا گزارش را به من منتقل میکردند تا بتوانیم در یک اقدام مشترک، تمام احتمالات و مواردی که ممکن است از دستمان در رفته باشد را فورا رصد و پیشگیری کنیم.
مورد سومی که عبدالله را مجبور به اعتراف کرد، این بود که نیروهای من آن شب بلافاصله بعد از دستگیری، سیمکارتها، تلفن ماهوارهای و هر وسیله ارتباطی را حذف کردند.
برای همین عبدالله میدانست دیگر هیچکس از بیرون نمیتواند دستور، حمایت یا حتی نسخه «قهرمانانه» سکوت به او برساند. این انزوا، حس رهاشدگی و تنهایی را تشدید برای عبدالله تشدید کرد.
مورد چهارم که همیشه من از آن در بازجویی استفاده میکردم، فشار روانی حسی در اتاق بازجویی بود. محیط بسته، روشنایی کنترلشده، صدای آهسته و ممتد تهویه، و حتی تغییر دمای عمدی فضا، تغییرات حس بویایی «بوی فلز، عرق خشکشده، و رطوبت دیوار»، کارایی مقاومت ذهنی متهم را کم میکرد و
یک اثر آزاردهنده روی تمرکز شخصی که بازجویی میشد میگذاشت.
در همان ساعات نخست، من با نمایش بخشی از اطلاعاتی که از قبل درباره او و شبکهاش داشتیم، «اسامی، مسیرها، کدها» نشان دادم که بخش زیادی از عملیاتشان لو رفته.
از طرفی دیگر عبدالله یک نیروی میدانی تازهتزریقشده بود و تاکنون بازجویی یا فشار اطلاعاتی جدی و سنگین را ندیده بود. این آماتور بودن او در جنگ روانی باعث شد زودتر از آن چه که تصور میشد، از ستون فقراتهای قدیمی شبکه، ببُرد.
در بازجویی، عبدالله، نام دونفر از عوامل هادی و پشتیبان خارجی خود «ابومصعب و احمدعمران» را برای ما نوشت. همین برای پیدا کردن زنجیره اتصال این شبکه موثر بود. کاغذ نقشههای ارتباطات را با احسان روی دیوار سنجاق کرده بودیم.
گفتم:
+ابومصعب چه نقشی داشت؟
گفت:
_من، و یاسر که استشهادی «انتحاری» دوم بود و کمربند انفجاری ساخته بود، باید منتظر تایید ابومصعب میموندیم.
+یعنی هادی شما بود.
سری به نشانه تایید تکان داد... با عصبانیت گفتم:
+وقتی ازت میپرسم درست جواب بده. فهمیدی چی میگم؟
_بله...
+دوباره ازت میپرسم، ابومصعب، هادی«هدایت کننده» تو و یاسر بود، یا نه؟
_بله.
+نقش احمد عمران چی بود؟
_تاجایی که من میدونم پشتیبان مسعود و سلیمان بود و مثل ابومصعب در عراق بود… با ابومصعب کار میکرد.
سجاد آمد روی خطم:
_حاج عاکف
بلند شدم رفتم آن سوی اتاق بازجویی و دستم را سمت گوشم بردم و گوشی ریزی که داخل گوشم بود را فشار دادم گفتم:
+بگو سجاد...
_حاجی لطفاً چککنید... خیلی مهمه.
ادامه دارد...
هدایت شده از خیمه گاه ولایت
سلام علیکم و رحمت الله
لطفا مطالب بنده را
کپی نکنید
چون رضایت ندارم.
اگر میخواهید برای کسی بفرستید، لطفا از کانال فوروارد کنید.
کسانی هم که در کانال خودشون منتشر میکنند یا باید آدرس کانال و لینک کانال بنده را قرار بدن، یا آدرس و لینک کانال خیمهگاه ولایت و.
تشکر
کانال خبری اسپاد
🔴برای ایران ✍خیمهگاه ولایت: 🔹میدان آزادی چند روز دیگر «۱۴شهریور» نه صرفاً میزبان یک کنسرت، که صحنه
🔴شکستن تمرکز، و توزیع بحران در نقاط فرعی، هدف گروههای میدانی دشمن
✍سید:
با گشتهای رصدی امشب، متوجه شدم عوامل گروههای معاند در داخل کشور، با رصد بازتاب گسترده #کنسرت_همایون_شجریان در #میدان_آزادی، به طوری جدی و بهسرعت به سمت #تاکتیک_تمرکززدایی حرکت کردهاند.
🔸هدف آنها کشاندن بخشی از توجه عمومی و توان نیروهای امنیتی و انتظامی به نقاط دیگر، بهویژه شرق تهران یا مناطق با کنترل محیطی دشوارتر است و حتی طرح تجمعات محله محور را دادهاند که صد البته این حرفهایشان و ایدههایشان برای خندیدن ما کافی است.
🔹معاندین داخلیِ همسو با خارج، با تاکتیک ایجاد تجمعات کوچک و موازی، تلاش میکند محور اصلی روایت را از #میدان_آزادی جدا و به سمت صحنههای پراکنده و کماثر اما شلوغکننده بکشد.
🔸در این سناریو، چند هدف دنبال میشود. ضربه به انسجام تصویری رویداد اصلی، مشغولسازی و فرسایش توان یگانهای عملیاتی، و تولید سوژههای جایگزین برای ماشین رسانهای خارج از کشور.
🔹با این حال، اگر تصویر و #روایت_میدان_آزادی سریع و عمیق در اذهان تثبیت شود، این آتشهای موازی محکوم به خاموشی پیش از اثرگذاری جدی خواهند بود.
🔸برای بنده خیلی جالب است که تمام رسانههای مجازی شده #کنسرت_شجریان.
حالا که اینطور شد، سعی کنند همه بروند و تصاویر خودشان را هم برای ما ارسال کنند تا منتشر کنیم.
#عملیات_معکوس
◀️ به پایگاه خبری تحلیلی #خیمهگاه_ولایت بپیوندید👇👇
➡️ https://eitaa.com/joinchat/2868117506C71fc999fff
کانال خبری اسپاد
📸تصویری از ترامپ که گفته شده برای امروز است ◀️ به پایگاه خبری تحلیلی #خیمهگاه_ولایت بپیوندید👇👇 ➡️
آیا تیری که به سمت این حیوان شلیک شد، آغشته به سم خاصی بود؟ بعید به نظر میرسد و فقط در حد تحلیل بیان کردم، اما این جرثومه فساد چه با تیر یک اسلحه چه با تیر غیب الهی، قطعا به زودی به درک واصل خواهد شد و باید پاسخگوی جنایتش در دادگاه عدل الهی باشد. او قطعا در آتش خشم الهی خواهد سوخت و این وعده الهی است.
#ترامپ
◀️ به پایگاه خبری تحلیلی #خیمهگاه_ولایت بپیوندید👇👇
➡️ https://eitaa.com/joinchat/2868117506C71fc999fff