eitaa logo
کانال خبری اسپاد
41.5هزار دنبال‌کننده
20.5هزار عکس
8.3هزار ویدیو
417 فایل
جهت ارتباط با ما @Merfae #تحلیل #سیاست #امنیت
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻تکمیلی/ 🔹اطلاعیه روابط عمومی قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع)نیروی زمینی سپاه درباره حمله تروریست های ضد انقلاب و انفجار زاغه مهمات پاسگاه مرکزی در روستای دری منطقه مریوان و شهادت10 تن از رزمندگان اسلام : 🔹در حمله شب گذشته ( جمعه 29/4/97) اشرار و تروریست های ضد انقلاب و وابسته به استکبار جهانی به پاسگاه مرزی قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) نیروی زمینی سپاه واقع در روستای دری منطقه مریوان در استان کردستان و متعاقباً انفجار زاغه مهمات، تعداد 10 تن از رزمندگان اسلام به شهادت رسیدند. 🔹در این درگیری تعدادی از تروریستها به هلاکت رسیدند و تعدادی نیز زخمی و متواری شدند. 🔹گروهک های تروریستی و ضد انقلاب و حامیان آنان که فاقد هرگونه پایگاهی نزد ملت ایران به ویژه مردم فهیم و انقلابی کردستان هستند، در انتظار انتقام سخت و مهلک رزمندگان شجاع و فداکار اسلام نسبت به این جنایت باشند. ادمین: ابوعلی ↩️ لحظه به لحظه بامسائل و مطالبِ تحلیلی ،سیاسی، امنیتی درون مرزی و برون مرزی 🌐 @kheymegahevelayat
⭕️ آغاز پروژه به اصطلاح لغو حجاب اجباری با اتباع بیگانه بطور رسمی کلید خورد! نفوذ و نفوذی ها دارند کار خودشان را میکنند. مسئول امنیتی مرده اید؟ دولتمردان مرده اید؟/علمای اسلام به داد اسلام برسید. #ارمغان_دولت_تدبیر 🌐 @kheymegahevelayat
کانال خبری اسپاد
اولین صدا، صدای حاجی بود که وقتی تیم جاسوسی تروریستی زنگ میزنه، حاجی خودش جوابشون و میده: + کاظم هس
سری دوم قسمت چهل و‌ یکم ارتباط قطع شد. این مکالمه حدود ۲ دقیقه و خرده ای بود. معلوم بود طرف مقابل خیلی زرنگه که زود تمومش کرد تا شناسایی و ردیابی نشن. یه لحظه به چهره داریوش که کنارم نشسته بود نگاه کردم دیدم هنگه از شنیدن این صداها و مکالمات. بلافاصله گازو گرفتم و ادامه مسیر دادیم و رفتیم سمت خونه مادرم و داریوش و پیاده کردم و رفت خونه ی خودش. منم دیگه پیش مادرم نرفتم. یه ایمیل اومد برام. گوشیم و باز کردم و دیدم نوشته بابت ماهواره خیالت جمع باشه. فعلا شاید پرتاب نشه، تا اینکه پایان این ماموریت به طور کامل اعلام بشه. یه، دو_دوتا چهارتا کردم دیدم اینجوری اتفاقا بهتر هست. چون اگه ماهواره پرتاب بشه قطعا با خبرایی که از سکوی پرتاب مخابره میشه و اخبار سراسری کشور اعلام میکنه، دشمن حساس تر میشه و فاطمه رو اذیت میکنند. از طرفی مذاکرات برجام هم بود.. از طرفی هم اگراخبار اعلام نکنه، که بعیده اعلام نکنن، چون خلاصه خبر بزرگی هست پرتاب ماهواره برای یک کشور، بازم جاسوسا میفهمن. چون من میدونستم خبرا از سکوی پرتاب و همچنین اون نفوذی که در تشکیلات ما بود، داره بیرون درز میکنه.. ولی خب بازم مطمئن نبودم به طور صد در صد. رفتم سمت اداره فیروز فر. توی مسیر حاج کاظم از تهران بهم زنگ زد و گفت: _سلام. خوبی عاکف جان. +سلام حاجی. چی بگم؟ به نظرت باید خوب باشم؟ _حق داری.. بهم بگو که ، فایل و گوش دادی؟ +بله حاج آقا گوش دادم. _برو پیش فیروزفر یه ارتباط امن و چهره به چهره با اینجا داشته باش. داریم با بچه ها جلسه تشکیل میدیم، تو هم بشین همزمان ببین و نظراتت و درمورد این جلسه بگو. ما اینجا دم و دستگامون آمادس. فیروزفرم خبر داد نیروهاش آماده هستن برای برقراری این ارتباط امن و ویدیوییِ تو از مازندران با ما در تهران.. با این ارتباط همزمان توی جلسه ما هستی از اونجا.. حالا بهم بگو کی میرسی پیش فیروزفر؟ +ان شاءالله ده دقیقه دیگه. _منتظرم.. رسیدی خبرم کن. حدود ده دقیقه یک ربع بعد، رسیدم به فیروزفر. با دم در ادارشون هماهنگ کردن که از این به بعد من میرم فوری بزارن برم توی اداره چون از همکاراشون هستم و از تهران هستیم.. رفتم داخل و دیدم اتاق ارتباط من از اینجا با جلسه تهران آماده هست. به حاجی زنگ زدم و گفتم: «من رسیدم. از اونجا اوکی بدید آنلاین بشید ببینمتون.» گفت: «توی اتاق ویدیویی فقط خودت باش. از همکارانمون در اداره شمال کسی داخل اتاق نباشه. جز فیروزفر.» مخاطبان محترم دقت کنید تمام این ارتباطات از طریق امن و کد گزاری شده بود..حتی تماس های تلفنی..یعنی طوری بود که نمیشد از ما جاسوسی کنن دشمنانمون. آنلاین شد و دیدم حاج کاظم و خانم ارجمند و مرتضی و عاصف عبدالزهراء دور یه میز توی جلسه نشستند. حاجی شروع کرد: _بسم الله الرحمن الرحیم عاکف جان ، من و همکارانت و توی جلسه میبینی؟ +بله حاج آقا. سلام میکنم به همتون. حاجی گفت: _خب.. ممنونم از دوستان که تشریف آوردید توی جلسه.. بی مقدمه میریم سراصل مطلب. آقا عاکف هم که دارن مارو از راه تصویری امنی که برقرار شده میبینن. ماهم داریم میبینیمشون. همکاران عزیز، عاکف برای ما مهمه. خانومشم برای ما مهمه. ما از وضعیت طرف مقابلمون اطلاع خاصی در حال حاضر نمیگیم نداریم. داریم، ولی کمه. زمان زیادی هم نداریم برای تحویل پی ان دی. باید به خواسته ی تیم جاسوسی_تروریستی یه جوابی بدیم. از بالا هم شدیدا تحت فشاریم که این موضوع و جمعش کنید هرچی زودتر. حالا بگید تا الان چیکار کردید که هم من درجریان قرار بگیرم و هم عاکف. عاکف جان داری میبینی مارو دیگه؟؟ ارتباطتت برقرراره با ما؟ +بله حاج آقا. حاجی روش و کرد به عاصف و گفت: _خب عاصف جان بگو ببینم. عاصف گفت: ما از اینجا در تهران به سرنخی نرسیدیم. باید ببینیم عاکف از اونجا توی شمال میتونه کوروش خزلی که سارق گوشیش هست و پیدا کنه و ارتباط اون و با تیم جاسوسی_تروریستی و ربایندگان همسرش کشف کنه یا نه؟! اگر این اتفاق هرچی زودتر بیفته ما می تونیم با هماهنگی های انتظامی و تیم های امنیتی_اطلاعاتی، خانومش و نجات بدیم.. به وقتش هم اگر نیاز شد یه شورای اطلاعاتی بین سپاه مازندران و اطلاعات مازندران و انتظامی مازندران با یک محدودیت خاصی تشکیل میدیم و کمک میگیریم توی این پرونده. حاجی گفت: «تشکر عاصف جان». بعد روش و کرد سمت ارجمند و گفت: « خب خانم ارجمند شما بفرمایید چیکار کردید تا حالا؟» ارجمند گفت: من تونستم فایل صوتی قبلی، و این فایل صوتی جدیدی که ضبط شده از تیم دشمن، با لیست مظنون هایی که آقای عاصف عبدالزهراء در اختیارم گذاشتند تطبیق بدم، ولی متاسفانه هیچ کدوم از اونا با هم مطابقت نداشت. عملا به هیچ جا نرسیدیم. حاج کاظم به مرتضی گفت: _ مرتضی شما چیکار کردی؟ مرتضی گفت: خدمت شما و همکاران و برادرمون آقا عاکف که دارن مارو می بینن باید عرض کنم:
کانال خبری اسپاد
#مستند_داستانی_امنیتی_عاکف سری دوم قسمت چهل و‌ یکم ارتباط قطع شد. این مکالمه حدود ۲ دقیقه و خرده ا
باید عرض کنم، تنها شعاعی که در ارتباط تلفنی تروریست ها با شما، که تونستیم مُعَطَلِشون کنیم و شما بیشتر باهاشون حرف بزنید پیدا کنیم، این بود که تونستیم توی شعاع یک کیلومتری شمرون یه سری ردیابی هایی کنیم. در این ردیابی به این رسیدیم که ظاهرا اتاق هدایت و کنترل عملیات تیم دشمن داخل تهران هست. و تیم رباینده همون مازندران مستقر شده و تهران نیومدن. دلیلش هم اینه که احتمالا با گزارشاتی که به نهادهای اطلاعاتی_امنیتی ارگان های مختلف مازنداران، اعم از اداره اطلاعات و اطلاعات سپاه فرستادیم؛ تموم ورودی و خروجی شهر و تحت پوشش خودشون قرار دادن و دارند کنترل میکنن تا تیم ربایندگان همسر عاکف نتونن خروج کنند. چون همکارامون هیچ رد و سرنخی از همسر عاکف پیدا نکردند در خارج از مازندران ولی در اون استان به یه سرنخ هایی رسیدن.. پس تیم ربایش از مازندارن خارج نشده.. تموم دوربین های شهری و جاده ای چالوس و رامسر و چندشهر دیگه چک شده ولی خبری نرسیده فعلا.. در بعضی نقاط یه سری ایست و بازرسی ترتیب دادند ولی بازم به نکته خاصی نیروها بر نخوردن.. تیم جاسوسی_تروریستی که عملیات و هدایت میکنه و به تیم مستقر در مازندران خط دهی میکنه، توی تهران هست و با تلفنی که به شما زدند، و زود هم قطع کردند متاسفانه ما نتونستیم درست بفهمیم کجا هستند. ولی خب بچه هامون هنوز پیگیر هستند. حاجی به مرتضی گفت: «امکان داره بتونیم در تماس بعدی دشمن با ما، موقعیتشون و دقیق تر پیدا کنیم و بهشون برسیم؟» مرتضی گفت: « اگر بتونید شما درتماس بعدی معطلشون کنید بله میشه، ولی عملا تا الان میفهمیدن داریم معطلشون میکنیم و هی حرف میزنیم تا ردیابی بشن، زرنگی میکردن و زود قطع میکردن. البته در شمیرانات و اون منطقه ای که ما تونستیم تشخیص بدیم که اتاق فرمان دشمن اونجاست، تقریبا اون منطقه حدود ده هزارتا واحد تجاری و مسکونی داره و در این دایره ای که اونا مستقر هستند، اگر دوباره تماس بگیرن که قطعا تماس میگیرن ، ما میتونیم جستجورو به طور قطعی از همون دایره توی شمیرانات شروع کنیم. حاج کاظم گفت: درسته مرتضی، اما اگر مکانشون و عوض نکنن تا اون موقع..چون باید اینارو هم پیش بینی کنیم تا دستمون باز باشه..حالا بهم بگو که هماهنگی های عملیاتی توی چه وضعیتی هست؟ مرتضی گفت: با نیروهای مخصوص تیپ امیرالموئمنین تهران هماهنگ کردم و توی آماده باشِ کامل هستند. شما دستور بدید وارد عمل میشن و خونه هدایت تروریستها رو به محض شناسایی زیرو رو میکنن. منتهی با عاصف که مشورت کردم نظرش این بود به خاطر حساسیت پرونده از جنبه بین المللی و... تیم های عملیاتی و ضربتی تشکیلات خودمون عملیات و به عهده بگیرن. من همینطور داشتم جلسه رو نگاه میکردم دیدم حاجی خطاب به جمع توی اون جلسه گفت: خب اینا کارها و اقداماتی بوده که تا حالا کردید و گزارشش و شنیدم.. حالا پیشنهادهایی که دارید و بهم بگید. عاصف گفت: حاجی ما باید تلاش کنیم ازشون زمان بگیریم. فکر میکنم اینجوری دستمون بازتره برای نجات همسر عاکف. حاج کاظم گفت: موافقم و فکر خوبیه، اما چطوری؟؟ اونا خیلی وحشی و بی طاقتن. هیچ اخلاق انسانی درون اونا نیست.. نمیشه سر به سرشون بزاریم و تحریکشون کنیم الکی.. اگر بحث جون زن عاکف در میون نبود ما بازیشون میدادیم و خیلی قشنگ اذیتشون میکردیم.. اما الان نمیشه و بحث فرق داره.. ضمنا، فکر نمیکنم اون تایمر برقی که روی سر و تنِ زن عاکف نصب کردن برای شوخی و تفریح باشه.. اون تایمر فعال بشه اون زن بیچاره میشه و جون میده همونجا. مرتضی اومد وسط بحث و گفت: ما اگر بدونیم اون پی ان دی به درد کدوم کشور میخوره، میتونیم از طریق وزارت امورخارجه خودمون به سفارت اون کشور فشار وارد کنیم.. خانم ارجمند به مرتضی گفت: هیچ جاسوسی به اسم یک کشور نمیاد توی کشوری دیگه جاسوسی بخواد کنه. معمولا از طریق یه شرکتی، این کارو میکنن، که بعدا مشخص میشه اینا برای کدوم کشورن. ضمنا اینجوری فکر میکنم هم وقتمون تلف میشه و هم جون زن عاکف و در خطر مینداریم.. چون زیاد نمیشه روی وزارت خارجه حساب باز کرد که توی این تایم کمی که داریم کمکمون کنه. ضمنا الآن دولت و وزارت خارجه درگیر مذاکرات هسته ای هستند. حاج کاظم گفت: با تحلیل خانم ارجمند موافقم. ✍ ادامه دارد.... ⛔️ و هرگونه استفاده (تاکید میکنیم هرگونه استفاده) از این مستند داستانی امنیتی فقط باذکر منبع و لینک کانال تلگرام و ایتا و‌ سروش ( ) که در پایین درج شده است می باشد وگرنه قابل پیگیری و‌شکایت خواهد بود و‌ از لحاظ شرعی پیگرد الهی دارد. ⛔️ ✅ خیمه گاه ولایت در اِیتا👇 ✅ http://eitaa.com/kheymegahevelayat ✅ تلگرام👇 🌐https://telegram.me/kheymegahevelayat_ir1 ✅ خیمه گاه ولایت در سروش👇 ✅ http://sapp.ir/kheymegahevelayat
⭕️ استفاده از ابزارهای اطلاعاتی و کد رمز در 🔻🔻🔻 🔹 کارشناسان کا.گ.ب برای یک رادیوی مخصوص ساخته بودند که هیچ اختلافی با رادیوهای معمولی نداشته است. اما با این دستگاه می‌توانست برخی علائم بی‌سیم را بر روی نوار مغناطیسی ضبط نماید. در رأس ساعت مقرر رادیو را روی یک فرکانس بخصوصی تنظیم و سپس نوار مغناطیسی را بیرون آورده و آن را با پودر ویژه سیاه رنگی که در اختیارش قرار داده بودند مالش می‌داد. پس از این عملیات، بر روی نوار گروه‌هایی از اعداد ۵ رقمی هویدا می‌شد که می‌توانست رمز آنها را با کد کشف رمزی که به او داده بودند، به آسانی باز کند. 🔹 همچنین کا.گ.ب دستگاهی را به نام لومینر جهت تبادل اطلاعات داده بود که این دستگاه از این قابلیت برخوردار بوده که سیگنال‌های رادیویی را به اعداد تبدیل کند. این دستگاه هیچ صدایی را تولید نمی‌کرده، استفاده از آن بسیار آسان و در برابر اختلالات جوی کاملا ایمن بوده است. ادمین: ابوعلی ↩️ لحظه به لحظه بامسائل و مطالبِ تحلیلی ،سیاسی، امنیتی درون مرزی و برون مرزی 🌐 @kheymegahevelayat
🚩سردار شیرازی: جابه‌جایی فرمانده سپاه "شایعه" است/ چنین چیزی فعلاً در برنامه نیست رئیس دفتر فرماندهی معظم کل قوا در گفتگوی اختصاصی با تسنیم: 🔹️ بعضی‌ها شایع کرده‌اند که فرمانده محترم کل سپاه ممکن است از سمت فرماندهی جابه‌جا شوند، اینها همگی شایعه است و صحت ندارد. 🔹️فعلاً به هیچ وجه چنین جابه‌جایی و تغییری در برنامه نیست. 🔹️حتماً شایعه هم، کار و اقدام خوبی نیست چرا که مسئول و فرمانده و بدنه را سست می‌کند و این، قطعاً مانع کار است. 🔹️شایعه درست کردن هیچ فاید‌ ‌ای ندارد چرا که هر چیزی اصول و روش خود را داشته و از طریق همین روش و اصول همه چیز پیش می‌رود. 🔹️ممکن است میان خودی‌ها هم کسانی باشند که چنین شایعاتی را از روی غفلت مطرح می‌کنند. 🔹️البته دیگران از جمله رسانه‌های معاند و ضدنظام هم مشخصاً با مقاصد و رویکرد خاص خودشان در این‌گونه شایعات می‌دمند، شایعاتی که مربوط به نیروهای مسلح، سپاه و نهادهایی است که اثربخشی زیادی دارند. 🔹️[در خصوص جابه‌جایی سردار آبرومند از معاونت هماهنگ‌کننده سپاه و معرفی سردار سلامی به‌عنوان سرپرست این معاونت و ارتباط این موضوع با شایعات درباره فرمانده سپاه] این‌گونه انتصابات جزو اقدامات جاری هر فرمانده است و این انتصاب نیز جزو اختیارات فرماندهی سپاه است. این انتصاب در جهت عکس شایعه منتشرشده درباره جابه‌جایی فرماندهی کل سپاه بود و نشان داد که سردار جعفری با قوت و برنامه در حال ادامه کار و فعالیت است. ادمین: ابوعلی ↩️ لحظه به لحظه بامسائل و مطالبِ تحلیلی ،سیاسی، امنیتی درون مرزی و برون مرزی 🌐 @kheymegahevelayat
❌ آزار دختران جوان یمنی توسط باند اماراتی 🔹پایگاه خبری «مراسل نت»، از باند نیروهای اماراتی می گوید که همه از عناصر نیروهای امنیتی وفادار به خود هستند و به دختران جوان یمنی که می ربایند، تجاوز می کنند هفته گذشته دو دختر یمنی 20 ساله به همین شکل قربانی و والدین آنها تهدید شدند که اگر در این مورد حرفی به رسانه ها بزنند در معرض خطر جانی قرار می گیرند. 🌐 @kheymegahevelayat
📡پدیده «کودکان جاسوس» در انگلیس 🔷روزنامه انگلیسی «گاردین» در گزارشی، خبر فاش شده از مجلس اعیان انگلیس را منتشر کرد که سازمان اطلاعات این کشور در عملیات محرمانه مقابله با تروریسم و گروه های تبهکار و مواد مخدر، از کودکان برای جاسوسی استفاده می کند 🔷طبق این گزارش سن برخی از کودکان حاضر در عملیات، زیر 16 سال است و رئیس کمیته «بازرسی قانونی ثانویه» در مورد تاثیرات روانی و فیزیکی استفاده از کودکان به عنوان جاسوس به دولت این کشور هشدار داد. ادمین: ابوعلی ↩️ لحظه به لحظه بامسائل و مطالبِ تحلیلی ،سیاسی، امنیتی درون مرزی و برون مرزی 🌐 @kheymegahevelayat
🔴یک افشاگری تکان دهنده از خیانت مدیران دوتابعیتی ◀️نام مدیران سازمان محیط زیست در لیست ۲ تابعیتی‌ها/ جاسوسی از اسکله‌ها و ترددهای سپاه جواد کریمی قدوسی نماینده مشهد: 🔹در لیست ۱۰۰ نفره افراد ۲ تابعیتی نام تعدادی از مدیران سازمان حفاظت محیط زیست ذکر شده که یا دارای گرین کارت آمریکا هستند و یا تابعیت آمریکا و یکی دیگر از کشورها را دارند. 🔹"کاووس سید امامی" که در زندان خودکشی کرد، بزرگترین جاسوس بود که در زمان خانم ابتکار در مناطق کویری حدود ۵۰۰ دوربین نصب کرد و با استفاده از این دوربین‌ها ترددهای سپاه در مناطق خاص را رصد می کرد. 🔹جاسوسان دیگری هم تحت پوشش بررسی آثار جلبلک‌ها در اقلیم ایران، از اسکله‌ها و تاسیسات دریایی سپاه در مناطق دریایی جاسوسی می‌کردند/الف ادمین: ابوعلی ↩️ لحظه به لحظه بامسائل و مطالبِ تحلیلی ،سیاسی، امنیتی درون مرزی و برون مرزی 🌐 @kheymegahevelayat
کانال خبری اسپاد
باید عرض کنم، تنها شعاعی که در ارتباط تلفنی تروریست ها با شما، که تونستیم مُعَطَلِشون کنیم و شما بیش
سری دوم قسمت چهل و‌ دوم حاج کاظم گفت: با تحلیل خانم ارجمند موافقم. ایشون کاملا درست میگه.. ما نمیتونیم دولت و وزارت خارجه رو در این بُرهه حساس درگیر این مسائل اطلاعاتی_امنیتی و بین المللی کنیم.. چون امکان داره این موضوع یک حَربه توسط یکی از همون کشورهای اروپایی و یا آمریکایی باشه که میخوان از ما امتیاز بگیرن و دستگاه اطلاعاتی_امنیتی ایران و برسونن به جایی که از وزارت خارجه کمک بگیره و وزارت خارجه هم این و با آمریکا و‌ یا یکی از کشورهای مذاکره کننده مطرح کنه. اونوقت اون کشور هم به همین بهانه ها از ایران در برجام امتیازات الکی میگیرن.. ما باید الان خوب ببینیم و دقیق بررسی کنیم و درست تحلیل کنیم و بعدش ضربتی عمل کنیم، که چطور میتونیم از تیم جاسوسی_تروریستی دشمن زمان بگیریم. به نظرم پای وزارت خارجه رو باز نکنیم بهتره. مرتضی به حاجی گفت: حاج آقا اگر وزارت خارجه رو نباید درگیر کنیم ، پس به نظرم ما باید پی ان دی رو به دشمن بدیم. چون اونا میدونن زمان به نفعشون نیست و باید فرار کنند، برای همین هم، به ما زمان نمیدن وقتی که خودشون زمان ندارن.. زمان هم ندن حتما جان همسر عاکف به خطر می اوفته. از طرفی بچه های سکوی پرتاب تونستند فعلا جلوی پرتاب و بگیرن و کنترل کنن. البته در صورت پرتاب نکردن ماهواره چون سوختش فعال بود، امکان منفجر شدنش هست و اگر منفجر هم نشه ، با صحبت ها و رایزنی هایی که من باسکوی پرتاب داشتم متخصصین این پروژه گفتن آسیب جدی به ماهواره وارد میشه که باید تا حدودی دوباره کار و از نو شرع کنن.. البته گفتند اینها جزء احتمالاته... به نظرم الان که جلوی پرتاب ماهواره گرفته شد دستمون باز هست اینطوری. من میگم پی ان دی رو بهشون بدیم و بعدش یه تیم رهگیری بزاریم و دوباره بهشون برسیم. اینطوری، هم دستگیرشون میکنیم و هم اینکه قطعه رو میتونیم دوباره بگیریم ازشون، و بعد با این حرکت، میتونیم خانم آقا عاکف و نجات بدیم. حاج کاظم گفت: اگر نتونستیم رهگیری و درست انجام بدیم و گمشون کردیم چی؟ همه این مسائل مطرحه. هر اتفاقی ممکن هست بیفته. اونا هم مثل ما ؛ یک مجموعه فکری دارن و میتونن برنامه ریزی کنن.. ما نباید ازشون عقب تر باشیم و باید پیش بینی کنیم حرکات بعدی دشمن و. عاصف اومد وسط بحث و به حاجی گفت: «میتونیم یه ردیاب توی قطعه جاسازی کنیم.» حاجی گفت: عاصف این کار خوبه ولی خیلی ریسکش بالا هست و باید دقت کنیم. عاصف گفت: به نظرم آخرین کاری که میتونیم بکنیم همینه.. حاج کاظم یه کم فکر کرد و گفت: اگه تو نظرت اینه و نظر جمع هم اینه باشه قبوله. بچه ها هم نظر عاصف و پسندیدن و حاجی به عاصف گفت: یه زحمت بکش و بگو اون پی ان دی قبلی رو، توش یه ردیاب بزارن، و اینکه دوتا تیم مسلح با تمام امکانات، آماده استارت رهگیری باشن. از بچه های خودمون توی این خونه هم، همه در آماده باشِ کامل و عملیاتی باشن حتما، تا ماموریت و شروع کنیم. به محض اینکه آدرس به دستمون رسید برن توی همون محل مستقر بشن.. ضمنا عاصف یادت نره ردیاب پی ان دی رو هم بهشون وصل کن. عاصف گفت: حاجی پی ان دی قدیمی رو بدیم اونا میفهمن.. ریسکش بالاست.. حاجی گفت: چاره ای نداریم.. باید همین کارو کنیم فعلا... فقط خدا کنه بخیر بگذره.. حواست باشه عاصف که پی ان دی جدید و اصلی رو که تو و عاکف تونستید اونور بدست بیارید، اشتباها ندیم به دشمن. بعد حاجی خطاب به مرتضی گفت: فوری به نیروهای مخصوص بگو به طور پراکنده و نامحسوس در منطقه شمرون که خودت احتمال میدی توی اون شعاع باشن تیم دشمن، پراکنده بشن. تاکید میکنم به طور نامحسوس. در ضمن مرتضی، همین الآن بعد از این جلسه برو با فرمانداری چالوس تماس بگیر و بگو بهشون، به عاکف که اونجا مستقر هست اختیار کامل و تام بدن و مزاحمش نشن و عصبیش نکنند با مجوزات اداری. تموم نیروهای اطلاعاتی که زیر مجموعه ما در مازندران هستند، به دستور تهران در آماده باش کامل باشن. با یگان ویژه مرکز مازندران هم تماس بگیر و بگو یه گروه مخصوص ضد گروگانگیری بفرستند چالوس، تا اینکه 24 ساعته تحت امر، و دراختیار عاکف و به حالت اِستَند بای بمونن.. ممنونم از همتون و حالا برید سرکارتون. بچه ها که از دفتر حاجی رفتن بیرون، حاجی ارتباط ویدیویی امن و که برقرار شده بود، قطع کرد و تماس تلفنی گرفت با من و گفت: ✅ ادامه 👇👇
کانال خبری اسپاد
#مستند_داستانی_امنیتی_عاکف سری دوم قسمت چهل و‌ دوم حاج کاظم گفت: با تحلیل خانم ارجمند موافقم. ایش
گفت: _خب عاکف جان، نظرت درمورد این جلسه و تحلیل و کارهایی که تا حالا بچه ها کردن و همچنین اقدامات بعدیمون چیه؟؟ اصلا بگو ارتباط تصویریت با ما قطع نشده بود که؟ +نه حاجی. قطع نشد. _خب بگو نظرت و ! +خوبه ممنونم. حرف خاصی فعلا ندارم.. منتظر ساعت عملیات می مونم. خداحافظی کردیم و ارتباط ما قطع شد و من اومدم بیرون از اون نهاد امنیتی در چالوس. با ماشین رفتم یه گوشه ای پارک کردم و مشغول فکر کردن شدم. حدود چهل دقیقه فقط فکر کردم و آنالیز کردم همه کارارو، دیدم حاج کاظم زنگ زد به موبایلم: _ سلام عاکف. +وعلیکم السلام. _تونستی کاری بکنی و کوروش خزلی رو پیدا کنی؟ +نه حاجی. فعلا نتونستم ردی ازش پیدا کنم. _عاکف یه تیم حدودا 20 نفره از تیم واکنش سریع و ضدگروگان گیری؛ تا نیم ساعت_چهل دقیقه ی دیگه از مرکز استان مازندران با هلی کوپتر میرسن اداره اونجا. ظاهرا جای نشستن هم داره برای هلی کوپتر. به محض رسیدن بهشون دست بده. +به محض فرود بهتون اعلام وضعیت میکنم. _ از فیروزفر و دوستت مهدی کمک گرفتی برای پیدا کردن فاطمه؟ + با هم هماهنگیم. ولی من میخوام کوروش و زنده بگیرمش. چون بو ببرن من هنوز دنبالشم، میکشنش و خیلی چیزارو ازدست میدیم. از طرفی بفهمن دارم انقدر نزدیک میشم بهشون ، فاطمه رو میکشن. به هر حال اونا آدمای خودشون و حذف میکنند تا ما بهشون نرسیم و توی بازجویی ها نتونیم سرتیم ها و حلقه های بالاتر و پیدا کنیم. _باشه. پس من و بی خبر نزار از جدیدترین اتفاقات اونجا. در جریان باش ما هم تا ده دیقه دیگه پی ان دی بدل و آماده میکنیم و میفرستیم براشون. فعلا یاعلی. برگشتم رفتم دوباره سمت اداره ای که توی چالوس بود و محل ارتباطات امنیتی ما با تهران بود.. تیم رهایی گروگان هم یه خرده با تاخیر رسیدند. منتظر موندن تا دستورو اعلام کنم. یه نیم ساعتی رو اونجا موندم و دیدم مهدی زنگ زد بهم. جواب دادم: +جانم مهدی. بگو میشنوم داداش. _معلومه توی این چندساعت کجایی؟ +چطور؟ _تو مگه قرار نبود بیای پیش من و برای چهره نگاری باهم شروع کنیم. +از اداره چالوس که زیر مجموعه تشکیلات خودمون هستند دارم پیگیری میکنم. _یعنی ما عرضه نداریم دیگه؟ + من این و گفتم؟!؟!؟ الان بچه های یگان ویژه شماهم سر رسیدن. میخوام بیای اینجا باهاشون هماهنگ باشی چون منطقه رو خوب میشناسی. _باشه میام . اما اول تو باید بیای؟ +من کجا بیام؟ اونم توی این وضعیت؟ _چند دقیقه قبل به بچه های ما خبر دادن جسد یه جوون حدود بیست و چهار_پنج ساله رو کنار یه بلوار دیدند. گفتم بهت یه خبر بدم بیای ببینی شاید یه وقت بدردت بخوره. +باشه آدرس و برام بفرست. خط و داری که؟ _آره. میفرستم. حدود سی ثانیه بعد آدرس اومد و بعدش منم حرکت کردم به سمت همون آدرسی که مهدی فرستاد واسم. وقتی رسیدم دیدم بچه های آگاهی و مهدی و یکی دوتا تیم گشتی که از نیروی انتظامی بودند، یه جایی کنار بلوار جمع هستند. ماشینم و حدود پنجاه متر عقب تر پارک کردم و پیاده شدم رفتم سمتشون. مهدی تا من و دید اومد سمتم و به محض رسیدن بهش گفتم: +سلام.. کی هست حالا یارو؟ چیشده اصلا؟ _سلام.. نمیدونم.. فعلا که شناسایی نشده.. چون تو گفتی سارق موبایلت یه جوون بوده، منم به دلم افتاد شاید به کارت بیاد. +چنددیقه هست پیداش کردید؟ _از وقتی که تماس مردمی صورت گرفت و بهمون خبر دادن و بچه های ما رسیدن بالاسرش حدودا یک ربعی طول کشید. پنج دیقه بعد رسیدن به اینجا بهت خبر دادم. رفتم بالای جنازه و خم شدم پارچه ی سفید و از روی صورتش کنار زدم و صحنه ای رو که نباید می دیدم، دیدم... از بد روزگار دیدم خود کوروش خزلی هست!!! همونی که موبایل من و دزدید و رم و سیم کارتم و‌ گرفت و‌بعدش زد گوشیم و شکست و در رفت. دست کردم جیباش و گشتم. توی جیب پیرهنش چیزی نبود. توی جیب شلوارش و گشتم دیدم یه موبایل توی جیبش هست. موبایل و گرفتم و یه نگاهی کردم به چهره این جوون فریب خورده و آهی کشیدم و دلم به حال این جوون سوخت که خودش و بخاطر اینکه موبایل من و بزنه به خطر انداخت و پذیرفت تا با جاسوس ها و تروریست ها همکاری کنه و من و سرگرم کنه تا خانم من و بدزدن و بعدش بتونن اینطوری و از این طریق با گروگان گرفتن خانومم پی ان دی رو از چنگ ما در بیارن. ✍ ادامه دارد.... ⛔️ و هرگونه استفاده (تاکید میکنیم هرگونه استفاده) از این مستند داستانی امنیتی فقط باذکر منبع و لینک کانال تلگرام و ایتا و‌ سروش ( ) که در پایین درج شده است می باشد وگرنه قابل پیگیری و‌شکایت خواهد بود و‌ از لحاظ شرعی پیگرد الهی دارد. ⛔️ ✅ خیمه گاه ولایت در اِیتا👇 ✅ http://eitaa.com/kheymegahevelayat ✅ تلگرام👇 🌐https://telegram.me/kheymegahevelayat_ir1 ✅ خیمه گاه ولایت در سروش 👇 ✅ http://sapp.ir/kheymegahevelayat
📌 شگرد سیستم‌های غرب ⏪ کنت دمارانش رئیس سابق فرانسه در کتاب خاطراتش نکته قابل تأملی از شگردهای سیستم‌های غرب را افشا می‌کند: ✍ وی می‌نویسد که ما جوانان با استعداد فرانسوی که در دستگاه آموزش‌های لازم را دیده بودند را به کشورهای خاورمیانه می‌فرستادیم و سپس ارتباطمان را با آن‌ها قطع می‌کردیم. آن‌ها مانند کرم در خاک راه خود را پیدا می‌کردند و عضوی از ان جامعه مورد هدف می‌شدند... ✍ بعد از حدود ۲۰ سال به سراغ آن‌ها می‌رفتیم. آن‌ها در کشور هدف بعنوان شهروند همان کشور رشد یافته بودند و به مقامات عالیه و بالایی رسیده بودند و حالا آمادگی کامل داشتند تا دستورات کشور فرانسه را در آنجا اجرا کنند. حتی جوانی فرانسوی را یادم هست که با نبوغ خود توانسته بود بعد از ۲۰ سال بعنوان شیخ و رئیس یک قبیله بزرگ و مشهور عربی انتخاب شود در صورتی‌که او اصلا عرب نبود.... ✍ ما اینگونه توانستیم بر بخش زیادی از جهان و پیدا کنیم 📚 کنت دمارانش، جنگ جهانی چهارم (دیپلماسی و جاسوسی در عصر خشونت) ادمین: ۱۲۰۰۰۰ ↩️ لحظه به لحظه بامسائل و مطالبِ تحلیلی ،سیاسی، امنیتی درون مرزی و برون مرزی 🌐 @kheymegahevelayat