آورده خبر راوی
کو ساغر و کو ساقی
دوری به سر اومد
از او خبر اومد
چشم و دل من روشن
شد کلبه ی دل گلشن
وا کن دره ایوون
کو گل واسه گلدون
عروسک جون فداتشم
توهم قلبت شکسته
که صدتا شبنم اشک
توی چشمات نشسته
منم مثل تو بودم
یه روز تنهام گذاشتن
یه دریا اشک حسرت
توی چشمام گذاشتن
هدایت شده از دختر ازهم گسیخته