سیرکِ یه خلوضع.
خب امروز تو این هوا پاشدم رفتم پیاده روی چون خیلی رندوم به سرم زد اینکارو بکنم چون یه موقعی خوش میگ
البته کارم داشتم
میخواستم برم برای ایده ی جدیدی که به سرم زده مقوای بزرگ بگیرم
حالا ایدم چی بود؟ ایدم این بود که روی این مقوا تا جایی که میتونم نوع های مختلف گل رو نقاشی کنم حالا با هرچیزی و کنارشون یه متن کوچیک راجبشون بنویسم
سیرکِ یه خلوضع.
البته کارم داشتم میخواستم برم برای ایده ی جدیدی که به سرم زده مقوای بزرگ بگیرم حالا ایدم چی بود؟ ا
حالا اون متن کوچیک میتونه یه توصیف یا یه سری اطلاعات راجب اون گل باشه
کلا دوتا ازینجور چیزا درست کردم
یکیش که راجب اعضای بدن بود یه سری اعضای بدنو کامل نقاشی کردم و مشخص کردم که هر بخش ازون اسمش چیه و یکی دیگشم راجب هنر بود که کلی روش نقاشی کشیدم تزیینش کردم راجب هنر های مختلف تو زمینه های مختلف نوشتم و سبک های متفاوت موسیقی و نقاشی و... اینا که مدرسه باعث شد من این دوتا رو درست کنم ولی در کل یادمه جوری درستش کردم که برای خودم باشه و بچسبونمشون به دیوار، نه فقط برای مدرسه
سیرکِ یه خلوضع.
خب امروز تو این هوا پاشدم رفتم پیاده روی چون خیلی رندوم به سرم زد اینکارو بکنم چون یه موقعی خوش میگ
فکر کردم خوش میگذره ولی زیاد خوش نگذشت
چون کل راه سردرد داشتم و اخراش پشت زانوم گرفت و واقعا بخاطر گرما و همه ی اینا خسته شده بودم
سیرکِ یه خلوضع.
فکر کردم خوش میگذره ولی زیاد خوش نگذشت چون کل راه سردرد داشتم و اخراش پشت زانوم گرفت و واقعا بخاطر
اشکال نداره قرار نیست همیشه خوش بگذره پیش میاد عوضش مقوامو گرفتم که کارمو شروع کنم(هزار تا کار نیمه تموم دارم 😍)