نمانده در بدن دگر توان راهیی(راه رفتن)
چه سود از این سکوت و آه ازین صبورییی
نانای نانای نانای نانای نانای ناییییی
هدایت شده از اَنارستــــــون
چیزی را برای بعد نگذارید
بعداً قهوه سرد میشود
بعداً علاقهی خود را از دست میدهید
بعداً روز به شب تبدیل میشود
بعداً آدمها بزرگ میشوند
بعداً آدمها پیر میشوند
بعدها زندگی میگذرد
بعداً پشیمان میشوید برای کاری که نکردید...
وقتی فرصتش را داشتید...
|بـــــهــــار|
میخوام شانسکی یه آهنگ بفرستم🦦
متاسفانه هرچی دستم رفت روش چرت بود پس هرکدوم پسند شد میفرستم
فکرای تو مغزم داره مغزم سوراخخخ میکنه
عمیقا دلم میخواد تنبلی و بزارم کنار و بنویسمشون بلکه یکم آروم بگیره مغزم..