من ایران را دوست میدارم، دوستداشتنی که از جنس شوق زودگذر نیست، بلکه ریشه در جان دارد. سرزمینی که نامش با تاریخ درآمیخته و هر برگ از گذشتهاش نشانی از شکوه و خرد است. ایران برای من یادگارِ قرنها زیباییست؛ گویی زمان، با همه شتابش، در برابر وقارش سر فرود آورده است.
در این خاک، هنر همقدم تاریخ بوده است. از نقش سنگ و آجر تا نغمه شعر و رنگ فرش، همه گواه ذوقی کهناند. من به این سرزمین دل بستهام، چرا که زیبایی در آن تصادفی نیست؛ اندیشیده و پرورده شده، همچون میراثی که از نسلی به نسل دیگر سپردهاند.
ایران، برای من، صرفا جغرافیا نیست؛ هویتیست که با آن میاندیشم و احساس میکنم. سرزمینی که فراز و فرود بسیار دیده، اما شکوه خویش را از یاد نبرده است. دوستداشتن ایران، برای من، احترام به تاریخ و باور به زیباییست؛ باوری آرام، استوار و ماندگار.