در سینه خون گرمش یاقوت و لعل گردید
در زیر تیغ چون کوه هر کس فشرده پا را
📗 خون دلی که لعل شد
خاطرات حضرت آیت الله خامنهای از زندانها و تبعید دوران مبارزات انقلاب اسلامی
➕ خرید از پاتوق کتاب آسمان:
🔹 @skybook
🔹 @sr_fatemy
@sr_fatemyکتاب خون دلی که لعل شد..mp3
زمان:
حجم:
31.4M
#معرفی_کتاب
#خون_دلی_که_لعل_شد
🎧 گفتگو پاتوق کتاب آسمان با
🎙 سید رسول فاطمی
▪️ درباره کتاب:
📗 خون دلی که لعل شد
🔹 @skybook
🔹 @sr_fatemy
«انتظار میرود که شاه تا ده سال آینده فعالانه در قدرت باقی باشد». این نتیجه گیری گزارشی کاملاً سری درباره آینده شرایط سیاسی ایران بود که تحلیلگران سازمان سیا در آبانماه ۱۳۵۷ به دولت ایالات متحده ارائه کردند.
۱۰۰ روز بعد، پادشاهی ۳۷ ساله محمدرضا پهلوی سقوط کرد.
📙 انقلاب تصور ناپذیر...
اما چرا هیچ کس نتوانسته بود انقلابی چنین سهمگین را پیش بینی کند؟ چارلز کورزمن در این کتاب به بررسی همین تصور ناپذیری میپردازد.
انقلاب تصور ناپذیر مروری انتقادی بر مهمترین تبیینهای موجود درباره انقلاب اسلامی ایران است.
چارلز کورزمن، نویسنده این کتاب با بررسی تبیینهای سیاسی، نهادی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی از انقلاب، در نهایت به این نتیجه میرسد که برای فهم انقلاب اسلامی به یک «ضدتبیین نیاز داریم.
نیکی کدی استاد برجسته دانشگاه برکلی این کتاب را مهمترین اثر منتشر شده درباره انقلاب اسلامی در زبان انگلیسی دانسته است.
➕ خرید از پاتوق کتاب آسمان:
🔹 @skybook
🔹 @sr_fatemy
@sr_fatemy کتاب انقلاب تصور ناپذیر.mp3
زمان:
حجم:
35.1M
#معرفی_کتاب
#انقلاب_تصور_ناپذیر
🎧 گفتگو پاتوق کتاب آسمان با
🎙 سید رسول فاطمی
▪️ درباره کتاب:
📙 انقلاب تصور ناپذیر
👤 اثر: چارلز کورزمن
✍ ترجمه: محمد ملاعباسی
📚 نشر ترجمان
🔹 @skybook
🔹 @sr_fatemy
49.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#فیلم
🎥 درآمدی بر درسگفتار متن خوانی
📘 کتاب #تولد_زیست_سیاست فوکو
🎙 ارائه توسط سید رسول فاطمی
🗓 جلسه اول، دوشنبه ۲۴ بهمن
ساعت ۱۵:۰۰
این ویدئو را با کیفیت دلخواه از طریق لینک زیر تماشا کنید🔻
aparat.com/v/RcGxF
@soha_sima
@sr_fatemy
00 تولد زیست سیاست _ درآمد.mp3
زمان:
حجم:
30.3M
🎧 متن خوانی کتاب:
📔#تولد_زیست_سیاست
✍🏻 میشل فوکو
🎙سید رسول فاطمی
▪️جلسه درآمد
🔹 @sr_fatemy
@sr_fatemy 01 تولد زیست سیاست.mp3
زمان:
حجم:
45.2M
🎧 متن خوانی کتاب:
📔#تولد_زیست_سیاست
✍🏻 میشل فوکو
🎙سید رسول فاطمی
▪️جلسه ۱
🔹 @sr_fatemy
هدایت شده از روایت سها
50.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #فیلم
🎙 سُها به روایت سیدرسول فاطمی
➕تمهیدی بر تشکیل جلسات شهر قم
⏱ ۶۹ دقیقه
🔸کانال روایت سها:
@revayatsoha
🔹گروه هماهنگی جلسات قم:
https://eitaa.com/joinchat/1458962752Cf97d845e00
هدایت شده از روایت سها
@revayatsohaسها به روایت سیدرسول فاطمی_1.mp3
زمان:
حجم:
34M
🎧 #صوت
🎙 سُها به روایت سیدرسول فاطمی
➕تمهیدی بر تشکیل جلسات شهر قم
⏱ ۶۹ دقیقه
🔸کانال روایت سها:
@revayatsoha
🔹گروه هماهنگی جلسات قم:
https://eitaa.com/joinchat/1458962752Cf97d845e00
@sr_fatemy 28 در جهان بودن.mp3
زمان:
حجم:
39.8M
🎧 متن خوانی کتاب:
📔 #در_جهان_بودن
(شرح هستی و زمان هایدگر)
✍🏻 هیوبرت دریفوس
🎙سید رسول فاطمی
▪️جلسه ۲۸
🔹 @sr_fatemy
سید رسول فاطمی
🎧 عنوان: #نیهیلیسم_در_شعر_چاووشی_اخوان_ثالث 🎙سید رسول فاطمی 🔹 @sr_fatemy #شعر #نیهیلیسم #غرب
بسان رهنوردانی که در افسانهها گویند
گرفته کولبار ِ زاد ِ ره بر دوش
فشرده چوبدست خیزران در مشت
گهی پُر گوی و گه خاموش
در آن مهگون فضای خلوت افسانگیشان راه میپویند
ما هم راه خود را میکنیم آغاز
سه ره پیداست
نوشته بر سر هر یک به سنگ اندر
حدیثی کهاش نمیخوانی بر آن دیگر
نخستین: راه نوش و راحت و شادی
به ننگ آغشته، اما رو به شهر و باغ و آبادی
دو دیگر: راه نیمش ننگ، نیمش نام
اگر سر بر کنی غوغا، و گر دم در کشی آرام
سه دیگر: راه بی برگشت، بی فرجام
من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که میبینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟
تو دانی کاین سفر هرگز به سوی آسمانها نیست
سوی بهرام، این جاوید خون آشام
سوی ناهید، این بد بیوه گرگ قحبه ی بی غم
که میزد جام شومش را به جام حافظ و خیام
و میرقصید دست افشان و پاکوبان بسان دختر کولی
و اکنون میزند با ساغر “مک نیس” یا “نیما”
و فردا نیز خواهد زد به جام هر که بعد از ما
سوی اینها و آنها نیست
به سوی پهندشت بی خداوندی ست
که با هر جنبش نبضم
هزاران اخترش پژمرده و پر پر به خاک افتند
بهل کاین آسمان پاک
چرا گاه کسانی چون مسیح و دیگران باشد
که زشتانی چو من هرگز ندانند و ندانستند کآن خوبان
پدرشان کیست؟
و یا سود و ثمرشان چیست؟
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بگذاریم
به سوی سرزمینهایی که دیدارش
بسان شعلهٔ آتش
دواند در رگم خون نشیط زندهٔ بیدار
نه این خونی که دارم، پیر و سرد و تیره و بیمار
چو کرم نیمه جانی بی سر و بی دم
که از دهلیز نقب آسای زهر اندود رگهایم
کشاند خویشتن را، همچو مستان دست بر دیوار
به سوی قلب من، این غرفهٔ با پردههای تار
و میپرسد، صدایش نالهای بی نور
“کسی اینجاست؟
هلا! من با شمایم، های! … میپرسم کسی اینجاست؟
کسی اینجا پیام آورد؟
نگاهی، یا که لبخندی؟
فشار گرم دست دوست مانندی؟”
و میبیند صدایی نیست، نور آشنایی نیست، حتی از نگاه
مردهای هم رد پایی نیست
صدایی نیست الا پت پت رنجور شمعی در جوار مرگ
ملول و با سحر نزدیک و دستش گرم کار مرگ
وز آن سو میرود بیرون، به سوی غرفهای دیگر
به امیدی که نوشد از هوای تازهٔ آزاد
ولی آنجا حدیث بنگ و افیون است – از اعطای درویشی که میخواند
جهان پیر است و بی بنیاد، ازین فرهادکش فریاد
وز آنجا میرود بیرون، به سوی جمله ساحلها
پس از گشتی کسالت بار
بدان سان باز میپرسد سر اندر غرفهٔ با پردههای تار
“کسی اینجاست؟”
و میبیند همان شمع و همان نجواست
که میگویند بمان اینجا؟
که پرسی همچو آن پیر به درد آلودهٔ مهجور
خدایا”به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژندهٔ خود را؟”
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بگذاریم
کجا؟ هر جا که پیشید
بدآنجایی که میگویند خورشید غروب ما
زند بر پردهٔ شبگیرشان تصویر
بدان دستش گرفته رایتی زربفت و گوید: زود
وزین دستش فتاده مشعلی خاموش و نالد دیر
کجا؟ هر جا که پیشید
به آنجایی که میگویند
چوگل روییده شهری روشن از دریایتر دامان
و در آن چشمههایی هست
که دایم روید و روید گل و برگ بلورین بال شعر از آن
و مینوشد از آن مردی که میگوید
“چرا بر خویشتن هموار باید کرد رنج آبیاری کردن باغی
کز آن گل کاغذین روید؟”
به آنجایی که میگویند روزی دختری بوده ست
که مرگش نیز چون مرگ تاراس بولبا
نه چون مرگ من و تو، مرگ پاک دیگری بوده ست
کجا؟ هر جا که اینجا نیست
من اینجا از نوازش نیز چون آزار ترسانم
ز سیلی زن، ز سیلی خور
وزین تصویر بر دیوار ترسانم
درین تصویر
عُمَر با سوط ِ بی رحم خشایَرشا
زند دیوانه وار، اما نه بر دریا
به گردهٔ من، به رگهای فسردهٔ من
به زندهٔ تو، به مردهٔ من
بیا تا راه بسپاریم
به سوی سبزه زارانی که نه کس کشته، ندروده
به سوی سرزمینهایی که در آن هر چه بینی بکر و دوشیزه ست
و نقش رنگ و رویش هم بدین سان از ازل بوده
که چونین پاک و پاکیزه ست
به سوی آفتاب شاد صحرایی
که نگذارد تهی از خون گرم خویشتن جایی
و ما بر بیکران سبز و مخمل گونهٔ دریا
میاندازیم زورقهای خود را چون کل بادام
و مرغان سپید بادبانها را میآموزیم
که باد شرطه را آغوش بگشایند
و میرانیم گاهی تند، گاه آرام
بیا ای خسته خاطر دوست! ای مانند من دلکنده و غمگین
من اینجا بس دلم تنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی فرجام بگذاریم
@sr_fatemy