شبِبیستاره .
ونعمالرفیق .
وقتی از یه رفیق حضوری نوتیف [ دلم برات تنگ شده ] دریافت میکنی ، حسش با هر پیام دیگهای فرق داره ، چون پشت اون اسم روی گوشی ، یه عالمه خاطره خوابیده ، خندهها ، شوخیها ، روزای خستهای ك با هم گذشت ، حتی بحثهای جدی ك تهش با یه لبخند تموم میشد ، دیدن اون جمله باعث میشه یه لبخند بیاختیار بیاد روی صورتت ، مثل یه یادآوری به اینکه رفاقتمون هنوز زندهست ، هنوز یه گوشه از ذهنش برای تو خالیه ، اون لحظه یه حس گرمی خاص داره ، انگار یکی از آدمهای واقعی زندگیت دوباره از دور صدات کرده و گفته [ حواسم هست، هنوز برام مهمی ] ، شاید مدتها هر کدوم گرفتاریهای خودتون رو داشتید ، شاید کمتر دیدید همو ، ولی همین چند کلمه فاصله رو برمیداره ، یاد اون لحظههایی میافتی ك بودنش زندگی رو راحتتر میکرد ، همون حس امن بودن کنار یه رفیق واقعی ك انگار یه سنگ صبور و یه هم راز همیشگی کنارته ، پیامش فقط یه نوتیف نیست ، یه جور دلگرمیه ك نشون میده حتی وسط همه کارها و روزمرگیها ، یکی هنوز با یاد تو لبخند زده ، این حس، یه جور آرامش و دلگرمیِ عمیق هست ك باعث میشه احساس تنهایی کمتری کنی ، چون میدونی کسایی هستن ك دوستت دارن و دلتنگت میشن ، حتی وقتی ك خودت شاید کمتر سراغشون رو گرفتی 💙 ./
به قول نوان ؛
تو هم رفیقمنی ، هم راه نجات ، هم عشقم .
- یآس .
شبِبیستاره .
" من هستم،حتی اگه یه ایران باهات بد بشن "
حتی اگه همه پشتتو خالی کنن ، حتی اگه هزار تا حرف و قضاوت بیاد سمتت ، من کنارتم ، نه از روی لجبازی و اصرار ، از روی دل و قلبم ، چون تو برام فقط یه آدم معمولی نیستی ، تو همون آرامشی هستی ك بعد از یه روز سخت دنبالش میگردم ، اگه یه روز خسته شدی ، اگه کم آوردی ، اگه حس کردی هیچکس نمیفهمه تورو ، بیا پیش من ، من گوش میدم ، بدون قضاوت ، بدون غر زدن ، اگه زمین خوردی ، دستتو میگیرم ، اگه دنیا باهات سرد شد ، من گرمت میکنم [ مثل بتمن ] نمیزارم تنهایی حسش کنی ، حتی اگه همه بخوان تنها بذارنت ، شاید نتونم همه مشکلاتتو حل کنم ، شاید نتونم جلو همه آدمای بد وایسم ، ولی میتونم کنارت باشم ، میتونم پشتت باشم ، میتونم جوری دوستت داشته باشم ك یادت نره یکی هست ك تو رو همونجوری ك هستی میخواد ، من ك هستم ، حتی اگه یه ایران باهات بد باشه ، مهم اینه ك بدونی تو برای من همیشه اولی، همیشه مهمی، و همیشه امنی و من تا ابد دوستت خواهم داشت .
- یآس .
شبِبیستاره .
آره ، امروز تولدم بود ..
شمع ها رو ك فوت کردم ، همه دست زدن و خندیدن ، اما من فقط به یه چیز فکر میکردم ، اینکه جات خالیه ، آرزو کردم ، ولی نه اون آرزوهای کلیشهای هر سال ، من امسال فقط یه آرزو داشتم ؛ اونم این بود ك کاش تو کنارم بودی ، وقتی چشمامو بستم و فوت کردم ، یه لحظه تصور کردم صداتو میشنوم ك آروم میگی " آرزو کن " ، تصور کردم بعدش میای کنارم، یه لبخند کوچیک میزنی و میگی " تولدت مبارک " ، اما چشم ك باز کردم ، فقط دود شمعها بود و یه جای خالی بین همه آدمها ، امسال بیشتر از هر سالی فهمیدم نبودن یه نفر چقدر میتونه وسط شلوغترین جمعها هم آدمو تنها کنه ، همه بودن .. ولی اون کسی ك دلم میخواست باشه ، نبود ، کیکو ك بریدن ، اولین تیکه ناخودآگاه تو ذهنم برای تو بود ، هنوزم عادت دارم چیزای قشنگو اول برای تو کنار بذارم ، حتی وقتی نیستی ، دلتنگی یه حس عجیبه ، نه میشه قایمش کرد ، نه میشه کامل گفتش ، فقط یه گوشهی قلبت میشینه و هر بار ك یه اتفاق مهم میفته ، خودشو یادآوری میکنه ، مثل همین امروز ، تولدم بود ، ولی بیشتر شبیه یه یادآوری بود از نبودنت ، نمیدونم اگه بودی چی آرزو میکردم ، شاید اصلا لازم نبود آرزو کنم ، چون بعضی آدما خودشون آرزو هستن .
[ فیلم توسط خودم درست شده . ]
- یآس .