𝖨𝗅𝗈𝗆𝗂𝗅𝗈
دفعهی بعد یهجوری ناامیدم کن که ازت دست بردارم.
اگه میخوای برم ، یهجوری تاریک شو که حتی نورِ فکرت هم به چشمم نیاد.
𝖨𝗅𝗈𝗆𝗂𝗅𝗈
"وایسا از کفشات عکس بگیرم. یهجوریان. انگار ریشهات توی همینجا ، توی خاکِ این لحظهست. انگار قصهی مسیری رو تعریف میکنن که اومدی. قشنگ دیده میشن از این زاويه. « بودن توی راه » رو نشون میدن انگار. بودنِ خاموش."