- ای آدمیزاد غم زده کوچک، بیا بغلم.
- راستی انسان، بال هایت کجاست ؟
خداوند گفت و انسان به جای خالی شانه هایش نگریست و ناگهان حس کرد چیزی همیشه بر شانه هایش و درونش خالی بوده است.
گریست.
پ.ن : یادمه این متن رو خیلی وقت پیش یه جا خونده بودم، البته به طور کلی یادم بود و یکم تغییرش دادم، ولی خیلی به دلم نشست.
هدایت شده از 𝗎𝖿𝗈.
تا روزی حرف نمیزنه که تیکههای منفجر شدهاش بهجاش حرف بزنن و چه ایدهی خوبی.