بابتش دیگه اونقدر ناراحت نیستم، میدونم اتفاقی بود که باید میافتاد. میدونم اون غمه برام لازم بود. میدونم باید بزرگ میشدم، همین
جوری که برای آرامشم میتونم خودمو
از آدما جدا کنم ترسناکترین چیز
راجب منه. به این صورت که من
میتونم تا حد مرگ دوستت داشته
باشم و دیگه دوباره منو نبینی.
میگفت وقتی جنازه برای شما نباشه حلواش براتون شیرینه:)
گفتم یعنی چی؟!!
مکس کرد و گفت:
وقتی درد برای شما نیست،از بیرون راجبش حرف زدن راحته...