هدایت شده از شاعرِ آیینهها
غم گوشوارهاش بود.
از همانهایی که هیچوقت دلت نمیخواهد از گوشهایت جدایشان کنی.
سرش را که تکان میداد، اندوه میرقصید.
هدایت شده از شماره "۱"
[ جیک گریه میکرد و میگفت:《به من نگا کن نیک، نه نه نه. چشماتو نبند، نیک تو باید زنده بمونی. لطفا لطفا لطفا. اونجوری نخند نیک اونجوری نخند.》و نیکو مدام زیر لب میگفت که اشکال ندارد و در میان درد شدیدش لبخند میزد.]
هدایت شده از از آن سوی تاریکی
برای شخص ایستگاه 34
از طرف شخص از آن سوی تاریکی
گویی همین دیروز بود که من بدست دخترکی به نام نایریکا به وجود آمدم ،و در ایستگاهی که گویی از عجایب خلقت بود
در اتاقی کوچک اقامت برگزیدم.شماره ایستگاه ۳۴ بود و می توانستی برای مدتی خواه کوتاه خواه بلند در آنجا ساکن شوی، و در کنار دیگر کسانی که در این ایستگاه حضور داشتند لحظاتی هر چند کوتاه اما شیرین و به یاد ماندنی را سپری کنی؛
خوب به خاطر دارم که هنگام ورودم به ایستگاه احساس میکردم وارد دنیای کتاب ها شده ام و اگر بخواهم حتی میتوانم پرواز کنم یا به پروانه ای بلوری تبدیل شوم!
از همان ابتدای ورود اتاقی کوچک ولی دنج در انتهای راهرو آنقدر خوب بنظر میرسید که گویی دارد مرا فرا میخواند،پس
فورا همان اتاق را انتخاب کردم و در آن ساکن شدم؛ بعد از گذشت همه اینها به خوبی فهمیدم که این ایستگاه روحی کهن و دلنشین دارد که هرکسی را مجذوب خود میکند و حتی افرادی که هیچ علاقه ای به داستان و خیال پردازی ندارند را وادار میکند تا در کنار شومینه به پای قصه هایش بنشینند .پس اگر روز تصمیم گرفتید که به مکانی جادویی و شگفت انگیز
سفر کنید از این مکان غافل نشوید.
ایستگاه 34 🇮🇷
😂😂 حالا انقدرا هم بدجنس نبود-
راستی یادم افتاد اینو بگم که این آهنگه از زبون شخصیت مورگان ل فیه و آره تقریبا هیچوقت مشخص نشد این بشر ادم خوبی بود یا نه ولی خب تو زندگیش به خیلیا از پشت خنجر زد😀
این بچه هم که براش لالایی میخونه بچهی برادرشه که دزدیدش رو بر علیه اون تربیتش کرد و در آخر همین بچه خودش شورش کرد و باعث مرگ آدم های بسیاری شد
(به شخصه خیلی دوست دارم کتابش رو بخونم ببینم واقعا ماجراش از چه قراره هر چند یه چیزایی تو فیلما دیدیم-)
ایستگاه 34 🇮🇷
دژنیمسمسمسوسسپش 😭😭😭😭😭😭😭 نوشتهها تو جزو چیزای موردعلاقهمن بارها و بارها خوندمشون به دنبال یک پایا
بیا این قلب من مال تو بردار ببرش من مردم😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭