هدایت شده از چرایی
آدمای این شکلی از پریدن با غیر خودشون میترسن. در جوی قرار میگیرن که مدام یه سری مثل خودشون عقایدشونو تایید کنن. چون بازم در هر شرایطی پذیرش اینکه باید برای بریدن نون با چاقو از کسی اجازه بگیری برای آدم عجیبه. پس باید مدام تایید بشه. از واقعیت جامعه دور بشه. از حقایق علمی دور بشه قطعا شما هم دیدین اینا رو که اینجورین تقریبا همهی طرفدارای طب سنتی (نه به معنای علمی) یا توهمهای آخرالزمانی رو تشکیل میدن. اینا حقایق علمی زیستهی جهان نیستن.
هدایت شده از Tweety
در بیحوصلهترین، کلافهترین، کم صحبتترین، اجتماع گریزترین و دل گرفتهترین ورژن خودمم.
غم گوشوارهاش بود.
از همانهایی که هیچوقت دلت نمیخواهد از گوشهایت جدایشان کنی.
سرش را که تکان میداد، اندوه میرقصید.
وقتی گرگ به دهکده حمله میکند، افراد دهکده را یکی یکی نجات نمیدهند، گرگ را میکشند.
-آنتوان چخوف
اینروزها: کم خوابی و خوابهای کم عمق، لیلیوم، نوشتن توی دفترچه جدید، خون و غم و غم و غم.