eitaa logo
ایستگاه 34 🇮🇷
112 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
95 ویدیو
6 فایل
«در وهله‌ی اول باید داستان نوشت، داستان خالص، باید ساخت، به هر شکل و هر جور....» بهرام صادقی ناشناس: https://abzarek.ir/service-p/msg/3613096 ۴/۸/۱۴۰۴
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ایستگاه 34 🇮🇷
راوی : راوی مرموزترین شخص توی قصر سلطنتیه . و زیاد هم دیده نمیشه ( به جز مواردی که میومد برای همکاری با ما ها برای ترسوندن بقیه ( هه هه)) برای نفوذ به قصر هیروا به کسی نیاز داشت که بتونه توی راه های زیرزمینی راهو پیدا کنه . پیدا کردن راوی کار سختی بود چون کسی که بتونه توی تاریکی دووم بیاره و از همچین جاهایی خوشش بیاد و ملاموش توی این زمینه باشه سخت بود ( آدرین پیداش کرد) . راوی خیلی خفن گونه داخل تونل شد و سر سه ساعت راهو پیدا کرد . از همون موقع راوی معمولا توی راه زیرزمینی بود و دنبال اتاقک های مخفی تر میگشت( یه روز دم در ورودی داخل قصر یه عالمه بشکه پر سکه گذاشته بود که از اتاقک سوم راهروی هفتم تونل دهم پیدا کرده بود .( نگران نباشید منم نفهمیدم کجارو گفت ) ) آره دیگه ...یه مدتی هم باهم توی تونل های می‌گشتیم و رد های ترسناک میذاشتیم ( مثلا دست خونی یا بـــــــــــــــــوق( عه وا! نباید میگفتم که!)
هدایت شده از ایستگاه 34 🇮🇷
سیلوانا : سیلوانا دختر نامدار ترین فرمانده دریای سِنِکا بود .پدر سیلوانا همیشه تامین کننده امنیت سنکا بود تا زمانی که کابلون ( همون بیشعوره ) اسیرش کرد ، چرا ؟ چون باعث می‌شد روسای جزایر و کابلون سهمی قابل توجه و قاچاق مروارید نداشته باشن ( طبق افسانه ای که می‌گفت شاهزاده سنکا توی دریا غرق شده و خونشون تبدیل به مروارید شده مردم باور دارن مروارید های سنکا خاصیت جذب ملامو دارن که بعد از کریستال های ملامو بیشترین میزان جذب رو دارن ) در هر حال بعد اینکه هیروا برگشت همه چی به روال خودش برگشت و بعد از اینکه پدر سیلوانا توانایی ها و علاقه ی سیلوانا رو دید بهش یه ناوگان داد ( خوشبحالش) . آره دیگه اینطوری شد که سلیوانای افسانه ای شد الهه محافظ دریای سنکا . موقع شورش هادریا سیلوانا بزرگترین حامی ما در دریای سنکا بود . و سر ماجرای دعوای من و رئیس جزیره جرانید ، خوشبختانه سیلوانا کمکمون کرد ( تقصیر من نبود ! اون مرده اصرار داشت کتک بخوره!)
هدایت شده از ایستگاه 34 🇮🇷
💎°~فقر؟ شما می‌توانید از این موارد به عنوان پول و اعتبار در ماجراجویی های خود استفاده کنید: 🦚•بلوط های شیرینی که توسط شیاطین طلایی چیده می‌شوند (هر ۲۵ عدد = یک سکه طلا) 🦚•اشک کرم شب‌تاب (هر ۱۰۱ عدد = یک سکه طلا) 🦚•برگ درختان خون (هر ۲/۵ عدد = یک سکه طلا) 🦚•صدف‌های دریاچه‌ی زیرزمینی (هر ۱ عدد = ۰/۲۵ سکه طلا) 🦚•صدای حبس شده‌ی مرغابی یک‌ روزه داخل جعبه مخصوص ( ۸۹ سکه طلا)
ایستگاه 34 🇮🇷
برای اون دسته که برای کتاب خریدن پول کم‌آورده بود-
هدایت شده از ایستگاه 34 🇮🇷
قانون پری های یک روزه: «اگر قرار نیست به این دنیا زیبایی اضافه کنی بیش از یک روز عمر نخواهی کرد»
هدایت شده از ایستگاه 34 🇮🇷
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه زمانی قبل از امتحانا با این یه تیکه فیلم حس و حال جنگ می‌گرفتم برای اینکه استرسم کمتر شه و بیشتر انگیزه بگیرم😂
هدایت شده از ایستگاه 34 🇮🇷
بقیه: این فقط یه امتحانه... سولی: یا مرگ یا پیروزی!!!!
هدایت شده از تقدیمی :)
شخصیت آدرین اسمش مالِریا بود، راترز بوک یه سرزمین نظامی بود و مالریا مثل بقیه جنگجو بزرگ شد، اون تو سن کم وارد ارتش شد و با استعداد فوق‌العاده تی که داشت خیلی زود پیشرفت کرد و مقام ها رو یکی یکی تا معاون اولی فرمانده کل پیش رفت. هیچ وقت ازدواج نکرد و عاشق نشد اون تمام سعیش رو برای جنگیدن و کشورش کرد. وقتی تایسون که فرمانده کل بود سرپرستی نیکو(راوی) رو به عهده گرفت براش مثل یه مادر شد و بهش جنگیدن رو یاد داد. وقتی تایسون تو جنگ با جنگلی ها مرد مالریا جانشینش شد و در زمان اون بود که راترزبوک مرکزی به جنگلی ها پیروز شد