eitaa logo
ایستگاه 34 🇮🇷
110 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
96 ویدیو
6 فایل
«در وهله‌ی اول باید داستان نوشت، داستان خالص، باید ساخت، به هر شکل و هر جور....» بهرام صادقی ناشناس: https://abzarek.ir/service-p/msg/4303637 ۴/۸/۱۴۰۴
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ایستگاه 34 🇮🇷
سیلوانا : سیلوانا دختر نامدار ترین فرمانده دریای سِنِکا بود .پدر سیلوانا همیشه تامین کننده امنیت سنکا بود تا زمانی که کابلون ( همون بیشعوره ) اسیرش کرد ، چرا ؟ چون باعث می‌شد روسای جزایر و کابلون سهمی قابل توجه و قاچاق مروارید نداشته باشن ( طبق افسانه ای که می‌گفت شاهزاده سنکا توی دریا غرق شده و خونشون تبدیل به مروارید شده مردم باور دارن مروارید های سنکا خاصیت جذب ملامو دارن که بعد از کریستال های ملامو بیشترین میزان جذب رو دارن ) در هر حال بعد اینکه هیروا برگشت همه چی به روال خودش برگشت و بعد از اینکه پدر سیلوانا توانایی ها و علاقه ی سیلوانا رو دید بهش یه ناوگان داد ( خوشبحالش) . آره دیگه اینطوری شد که سلیوانای افسانه ای شد الهه محافظ دریای سنکا . موقع شورش هادریا سیلوانا بزرگترین حامی ما در دریای سنکا بود . و سر ماجرای دعوای من و رئیس جزیره جرانید ، خوشبختانه سیلوانا کمکمون کرد ( تقصیر من نبود ! اون مرده اصرار داشت کتک بخوره!)
هدایت شده از ایستگاه 34 🇮🇷
💎°~فقر؟ شما می‌توانید از این موارد به عنوان پول و اعتبار در ماجراجویی های خود استفاده کنید: 🦚•بلوط های شیرینی که توسط شیاطین طلایی چیده می‌شوند (هر ۲۵ عدد = یک سکه طلا) 🦚•اشک کرم شب‌تاب (هر ۱۰۱ عدد = یک سکه طلا) 🦚•برگ درختان خون (هر ۲/۵ عدد = یک سکه طلا) 🦚•صدف‌های دریاچه‌ی زیرزمینی (هر ۱ عدد = ۰/۲۵ سکه طلا) 🦚•صدای حبس شده‌ی مرغابی یک‌ روزه داخل جعبه مخصوص ( ۸۹ سکه طلا)
ایستگاه 34 🇮🇷
برای اون دسته که برای کتاب خریدن پول کم‌آورده بود-
هدایت شده از ایستگاه 34 🇮🇷
قانون پری های یک روزه: «اگر قرار نیست به این دنیا زیبایی اضافه کنی بیش از یک روز عمر نخواهی کرد»
هدایت شده از ایستگاه 34 🇮🇷
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه زمانی قبل از امتحانا با این یه تیکه فیلم حس و حال جنگ می‌گرفتم برای اینکه استرسم کمتر شه و بیشتر انگیزه بگیرم😂
هدایت شده از ایستگاه 34 🇮🇷
بقیه: این فقط یه امتحانه... سولی: یا مرگ یا پیروزی!!!!
هدایت شده از تقدیمی :)
شخصیت آدرین اسمش مالِریا بود، راترز بوک یه سرزمین نظامی بود و مالریا مثل بقیه جنگجو بزرگ شد، اون تو سن کم وارد ارتش شد و با استعداد فوق‌العاده تی که داشت خیلی زود پیشرفت کرد و مقام ها رو یکی یکی تا معاون اولی فرمانده کل پیش رفت. هیچ وقت ازدواج نکرد و عاشق نشد اون تمام سعیش رو برای جنگیدن و کشورش کرد. وقتی تایسون که فرمانده کل بود سرپرستی نیکو(راوی) رو به عهده گرفت براش مثل یه مادر شد و بهش جنگیدن رو یاد داد. وقتی تایسون تو جنگ با جنگلی ها مرد مالریا جانشینش شد و در زمان اون بود که راترزبوک مرکزی به جنگلی ها پیروز شد