eitaa logo
ایستگاه 34 🇮🇷
112 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
95 ویدیو
6 فایل
«در وهله‌ی اول باید داستان نوشت، داستان خالص، باید ساخت، به هر شکل و هر جور....» بهرام صادقی ناشناس: https://abzarek.ir/service-p/msg/3613096 ۴/۸/۱۴۰۴
مشاهده در ایتا
دانلود
به خدا یه روز می‌خورمتد😭😭😭😭
یکی بشیم دیگه جدا نشیم-
جیسون و پایپر (برای کتابخون-) 😭😭✨
هدایت شده از Daily Wizards📜
(این سبزه خیلی مرموزه)
ایستگاه 34 🇮🇷
(این سبزه خیلی مرموزه)
توطئه ماهیا علیه انسان؟- 🧐🧐🧐
من اومدم با سم جدید ☺️ داستان از این قراره، عامو. جیدن یه افسر ارتشه، خو؟ یه داداش کوچولویی داشته به اسم کیلب خو؟ بعد کیلب هم عضو ارتش بوده. بعد یه روزی این سرویس‌های اطلاعاتی تو یه ماموریت بهشون اطلاعات اشتباه میدن، کیلب و سه تا از دوستاش میمیرن. برای همین جیدن از هر وی مامور اطلاعاتی متنفر میشه. خو؟ بعد دوستای جیدن هم (ایزابل و توماس) از مامورهای اطلاعاتی خوششون نمیاد، خو؟ حالا اینا یه گروهن تو ارتش خو؟ بعد از آخرین عملیاتشون خلوت کردن سه تایی دارن استراحت می‌کنن، ژنرال جیمز کولدن میاد خو؟ بهشون میگه باید از یه زندانی بدون ثبات روانی برای یه مدت نگهبانی کنن (واقعا ثبات روانی نداره، یه دلقک بدبختی روانی‌ای از خود ارتشه) ولیییییی عامو ولییییییی باید با سرویس‌های شیک و شسته رفته‌ی قشنگ همکاری کنن. (کولدن رو کم مونده بود خفه‌ش کنه.) به‌به خلاصه که دستور دستوره دیگه باس بهش عمل کنن.
خو الان تیکه‌هاش رو می‌فرستم
آها
ایزابل و جیدن مجردن، ولی توماس ازدواج کرده؛ اسم همسرش نوریا ست. جیدن هم قبل مرگ کیلب یه خانمی‌ای داشته به اسم سارا (نامزد بودن) که بعد ولش بکرده و برفته (آه جیدن، تو خیلی سردی) آره خلاصه
خدایا مغز من رو شفا بده نمی‌دونم چی زدم ولی صددرصد نامرغوب بوده-
خو حالا اینا میرن دیگه. ولی خو کولدن بهشون میگه یکی از مامورهای اونجا هست که خیلییییی بهش ارادت داره (خود کولدن خیلی چیزها رو بهش یاد داده، یادتون نره کولدن ژنراله، پنجاه سالش هم هست، البته سن دقیقش رو نمی‌دونم، اگه تونستم پرونده‌ش رو گیر بیارم بهتون میگم چند سالشه)