eitaa logo
ایستگاه 34 🇮🇷
109 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
96 ویدیو
6 فایل
«در وهله‌ی اول باید داستان نوشت، داستان خالص، باید ساخت، به هر شکل و هر جور....» بهرام صادقی ناشناس: https://abzarek.ir/service-p/msg/3613096 ۴/۸/۱۴۰۴
مشاهده در ایتا
دانلود
خب بریم برای کانال ویدار
ایستگاه 34 🇮🇷
خب بریم برای کانال ویدار
(آره سولی همیشه میزاری پیام‌هات روی هم دیگه جمع بشن و صد روز بعد جواب میدی)
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از شماره "۱"
سلام سلام سلام ویدار خانم طلایی خودمون (دلم برات خیلی تنگ شده بود زپزپزپبدبتیدینین) چه خبرا چه کارا می‌کنی؟ ~~~ سلاممیکبموبمزو دلم براتون تنگ شده بودد😭😭✨✨❤️ هیچی بیکار می‌گردم دنبال سرگرمی
ایستگاه 34 🇮🇷
سلام سلام سلام ویدار خانم طلایی خودمون (دلم برات خیلی تنگ شده بود زپزپزپبدبتیدینین) چه خبرا چه کارا
(ببخشید ناشناست باز نمیشه اینجا جواب میدم😭😭) خدایی نت ملی چه بلایی سرمون آورد اصلا باورم نمیشه که دارم بهش عادت می‌کنم🤣🤣 سرگرمی جدید چی یافتید با هم انجام بدیم؟😭 راستی تقدیمیت هم خیلی ناز بوددد😭✨✨
https://eitaa.com/Nummer_ett/13058 خیلی ایده هات رو دوست دارمممم قشنگ اون جوهره‌ی یه عکس ساده رو استخراج می‌کنی و بهش یه دنیای جدید میدی😭😭
هدایت شده از شماره "۱"
وقتی روی یخ می‌رقصید، چشمانش را می‌بست و احساس می‌کرد تکه‌های یخ تکه‌های ابر هستند و او در آسمان در حال پرواز است. پرنده کوچک آزادی را پدرش بر نوک کفشش شکل داد، نمی‌دانست با سقوطش به درون آب‌های سرد، قرار است به سوی خدا اوج بگیرد.
*اومدن بیرون از اتاق جراحی* متاسفم که این خبر رو بهتون می‌دم ولی ما ناشناس رو از دست دادیم *سولی پشت صحنه در حال اجرای سی‌پی‌آر* تمام تلاشمون رو کردیم ولی.... کافی نبود *بغض، گریه و جیغ و داد حاضرین-*
*با خستگی و ناراحتی زانو زدن کنار تخت ناشناس و ضرب دری کردن دستام و سر تکون دادن جهت علامت دادن به آدرین که یعنی کار تمومه*