ایستگاه 34 🇮🇷
ممنوننننننن کاس 😭😭😭😭😭😭😭✨❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥
هدایت شده از Daily Wizards📜
کلیشه ایه اما هر روز یه تجربه ی جدیده. هر غروب، هر طلوع. برام عجیبه که چرا من فقط عید هر سال، ۱۳ روز اول رو جشن میگیریم و خال و هواش رو دوست داریم در حالی که تمام ماه های دیگه رو هم فقط یه بار تجربه میکنیم در سال، مهر و شهریور و تیر و خرداد و بهمن رو یه بار تجربه میکنیم اما مثل عید براشون جشن نمیگیریم. در حالی که هر روز یه هدیه ست که تا توش نگردی شگفتی هاشو کشف نمیکنی. زندگی واقعا لذت های زیادی داره و در مقابل درد های زیاد. اما دقت کردین همیشه وقتی به قله میرسی، به هدفت میرسی، به شادی میرسی، سختی های مسیرو فراموش میکنی؟ بدی ها و درد ها فراموش میکنن، اما اثر طلوع و غروب و صدای گنجشک ها تو وجودت میمونه و با فکر کردن بهشون لبخند میزنی.
به قولِ خدا: پس از هر سختی آسانی ست. خدا خودش میگه به خدا که هست!
هدایت شده از Daily Wizards📜
ترآنه برام همیشه یه شکوفه صورتی میمونه. آدرین یه درخت سبز. سولی یه گل صورتی و شنل جادویی. سیلوانا یه پری درختی. کرم کتاب یه نقاب آبی و یه کتاب قدیمی قهوه ای. آسو یه رز آبی و زرد. لورال یه شعله ی قرمز. نایریکا یه گل سفید.
هدایت شده از Daily Wizards📜
ریون شعله ی بنفش. ویدار یه صحنه نمایش با پرده های قرمز. ایگی یه خورشید زرد و غروب قشنگ. سیلنا طبیعت و رنگین کمون. هیچکس آبی آروم و دریا. اخگر و مالیس کتاب های قدیمی. فاذر دست نوشته های یه نویسنده. آرتمیس عمارت سبز ریدل ها. آدلینا شمشیر نقره ای_بنفش. درونگرا طرح های دلپذیر کتاب. فویو پری جنگلی سبز. سباستین چاقوی تیز جیبی یه قاتل. و هر کدومتون با رنگ خاصی که تو ذهنم دارین:)