‹آمدی درخواب من دیشب چِه کاری داشتۍ ›
ای عَجب از این طَرفها هم گُذاری داشتۍ
راه را گُم کرده بودے نیمه شَب شاید عزیز
یا کِه شاید با دِل تَنگم قراری داشتۍ ›
مهربانی هَم بلد بودی عجب نامِهربان
بعدِ عُمری یادت اُفتاده کِه یاری داشتۍ ›
سر به زیرانداختی و گُفتی آهسته سلام
لَب فُروبَستی نِگاه شَرمساری داشتۍ ›
خواستَم چیزی بگویم گِریه بُغضم را شِکَست
نه نگفتم سالها چَشم اِنتِظارے داشتۍ...✨🫠
#شهریار🦋
https://eitaa.com/stickerkingcom
سجاده نشینِ با وقاری بودم
ای بر پدر کرشمه هایت صلوات
#محمد_واحدی🦋
https://eitaa.com/stickerkingcom