پیرمردی زیر آفتاب داغ طریق الحسین ایستاده، مَشکی به دوش و کاسهی به دست، کاسه را پر از آب میکند و به زائران ابا عبدالله تعارف میکند تا خشکی لب تَر کنند و با سوز جگر یاد کنند امام حسین را که تشنه لب به شهادت رسید..
آری طریق گرمای سوزانی دارد اما گرمایش حریف آتش عشقی که حسین با یک نگاه به قلب زوار انداخته نمیشود..
عطش لب را با آب میشود رفع کرد اما عطش عشق را فقط عباس میتواند رفع کند، طوماری بلند بالا به دست دارد و نام کسانی که قرار است زائر سرورش حسین باشند را
مینویسد..
و ما در آرزوی اینکه ناممان در آن طومار نوشته شود..
خطاب به حضرت اباالفضل میگوییم:
الا یا ایها الساقی ز می پُرساز جامم را
که من آشفتهی عشقم، ببین این حال زارم را
@stodioam
"نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ"
ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم))
🌄@stodioam #آرامشروز
آقای خونتون نیفته.
@ShababThuri