9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چقد قشنگه این::)
#mahi
𝑖 𝑔𝑜𝑡 𝑐𝑙𝑜𝑠𝑒 𝑡𝑜 𝑠𝑒𝑒𝑖𝑛𝑔 𝑦𝑜𝑢 𝑎 𝑑𝑎𝑦 𝑡𝑜𝑑𝑎𝑦ジ
𝑗𝑜𝑖𝑛↷
@macanstunning
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عرررر.
چقد دلم تنگ شددد😭
#mahi
𝑖 𝑔𝑜𝑡 𝑐𝑙𝑜𝑠𝑒 𝑡𝑜 𝑠𝑒𝑒𝑖𝑛𝑔 𝑦𝑜𝑢 𝑎 𝑑𝑎𝑦 𝑡𝑜𝑑𝑎𝑦ジ
𝑗𝑜𝑖𝑛↷
@macanstunning
دوستان ویدیو زیاد از کنسرت نگرفتم بیشترشو لذت بردم گفتم پرنیا فیلم میگیره میفرسته😂
𝐒𝐭𝐮𝐧𝐢𝐧𝐧𝐠
فصل۳ #پارت۵ از زبون مائده رفتیم داخل سالن و اولین بار بود سالن رو اونجوری خالی میدیدم و هرکاری ک م
فصل۳
#پارت۶
بعد تموم شدن شیر و کیکمون دیدیم اون مرده سوپرمارکتیه داره میاد سمتمون
پرنیا: مائدهپاشو بریم این داره میاد سمتمون
من: خب بیاد به ما چه
پرنیا: بابا من فوبیا دارم پاشو بریممم
من: عجب بابا عجبببب باشه پاشو
پاشدیم که بریم همون مرده صدامون زد که سر جامون وایسادیم
مرده: دخترا
من: بله؟
مرده: شما از دیشب اینجا چیکار میکنید مامان و باباتون کجان؟
من: کنسرت بودیم دیگه الانم کار داشتیم اومدیم
مرده: ینی این تیشرتایی ام که تنتونه و ۲۰ سایز بزرگ تره ماله خودتونه دیگه؟
پرنیا: اره ماله خودمونه چطور؟
مرده: یه اقایی هست که موقعی ک میاد اینجا از اینا میپوشه میکاپ ارتیسته خواننده هاست
پرنیا در گوشم یواش گفت: اوه لباسای مسعود بوده😂
من: اسمشو نمیدونید؟
مرده: سامیار..منصور.. اهااا مسعودد مسعوده اسمش
بعد کلی بحثای بیخود کردن راجبع مسعود و لباسا و اینکه چرا ما از دیشب اینجاییم و داستانو برا مرده تعریف کردیم بهمون گفت که تا هر وقت که میخایم میتونیم شبا تو سوپر مارکتش بخوابیم
اون شب ماکان دوباره کنسرت داشت و همون یارو سوپر مارکتیه برامون دوتا صندلی ۱۶ و ۱۷ ردیف یک و اوکی کرده بود
قبل شروع سانس یک فنا مثل همیشه تجمع کرده بودن جلو در وی ای پی
منو پرنیام اون طرف رو چمنا نشسته بودیم
که از همون میله های طبقه سوم مسعود و سینا رو دیدیم که داشتن اطرافو دید میزدن😂
چشمشون افتاد ب ما منو پرنیا بهشون دست تکون دادیم اونام متقابلا دست تکون دادن
پرنیا: بنظرت مسعودد الان نمیگه تیشرتای من چرا تن اوناست
من: نه بابا مگه فقط اون از این تیشرتا دارهه
و دوتایی خندیدیم..
سانس یک داشت شرو میشد چون همه رفته بودن سمت دری ک تیکتا رو چک میکردن مام یکی نشستیم ارایش و کارای دخترونه و بعد بلیطمونو بردیم و نشون دادیم و خیلی عادی فقط با دوتا تیشرت سمم رفتیم تو سالن و نشستیم جامون..
یکی از بادیگاردا شک کرده بود که ما با اون سر وعض سمم مهمون باشیم همش کیومد میگف میشه تیکتتون و نشون بدین تا مطمئن شه بدبخت😂
طولی نکشید تا کنسرت شرو شد و نوازنده ها اومدن رو سن
پشت سرمون اون دختره ک دیروز باهاش دعوا کردیم نشسته بود همشم داد میزد رایان رایان😐
من: این خونشون تهرانه هااا سگ
پرنیا: اره خرشانس بی لیاقت
پرنیا: نبینتمون صلوات
من: اتفاقا بزا ببینه بسوزه دختره ی.. استغفورالله
پرنیا: ارامش خودتو حفظ کن خواهر چیزی نی😂
و بالاخره رهامیر اومدن رو سن و کنسرت شرو شد...
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پریییی
یادته میگفتی حیدر چرا عصبانیه؟🤣🤣
#mahi
𝑖 𝑔𝑜𝑡 𝑐𝑙𝑜𝑠𝑒 𝑡𝑜 𝑠𝑒𝑒𝑖𝑛𝑔 𝑦𝑜𝑢 𝑎 𝑑𝑎𝑦 𝑡𝑜𝑑𝑎𝑦ジ
𝑗𝑜𝑖𝑛↷
@macanstunning