eitaa logo
𝐒𝐭𝐮𝐧𝐢𝐧𝐧𝐠
1.1هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
962 ویدیو
0 فایل
𝒔𝒕𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟒𝟎𝟐/𝟎𝟏/𝟎𝟖 ‌ج‍‌زت‍‌و ک‍‌س‍‌یُ ن‍‌ی‍‌س‍‌ت‍‌م اخ‍‌ه م‍‌گ‍‌ه دن‍‌ی‍‌ا ی‍‌دونه از ت‍‌و ب‍‌ی‍‌ش‍‌ت‍‌ر داره؟
مشاهده در ایتا
دانلود
جررر فقط اونی ک قشنگ میره تو حس🤣
راس میگهه بچهااا مثلا مائده صبور تر و منطقی تره منم صبورم اما کمتر و بیشتر با احساساتم میرم جلو.. یا مثلا من تا یچیزی میشه با سر و صدا و ذوق برا مائده تعریف میکنم ولی مائده خیلی ریلکسه😭😂
𝐒𝐭𝐮𝐧𝐢𝐧𝐧𝐠
فصل۳ #پارت۱۲ امیر از اونور داد زد: بچه هااااا آرووم باشید چیزیی نیییستتتت رهام: امیر جان اگه شما د
فصل۳ رهامیر رفتن دسشویی مردونه تا لباساشو عوض کنن و منو پری و رایان و سینا منتظرشون وایساده بودیم سینا: مائده دستت چی شده رایان: آره خیلی قرمز شده من: پرنیا خانوم تمام ترسشو از سقوط ازاد رو دست من خالی کرده☺️ پرنیا: خب چیکار میکردم ترسیده بودم دیگههههه رهامیر اومدن و امیر شده بود پاتریک و رهامم باب اسفنجی رایان: به به چقد برازندتونه امیر: رایاااان😐 رهام: بچه مسعود کو سینا: فکنم هنوز داره میدوعه همه خندیدیم امیر: ی زنگ بهش بزنید رایان: اوکی من میزنم . رفتیم داخل شهربازی و مسعود هم اومده بود از ترسش نزدیک امیر نمی‌رفت سینا: بچه ها بریم ماشین برقی؟ رایان: نبابا ماله بچه هاس منو پرنیا باهم: رااایان رایان: چیهههههه رهام: من ک پایم امیر: منم همینطور منو پری: ماهم همینطور مسعود: منم همینطور امیر چپ چپ ب مسعود نگا کرد و رفتیم تو صف ماشین برقی نوبتمون رسیده بود و رفتیم داخل یکی ک مسئول اونجا بود ب مسعود گف: ببخشید آقا شما چن کیلوعید؟ امیر: ۱۴۰ کیلوعه مسعود: نبابا مسئول: خب پس شما باید تنها بشینید چون وزنتون زیاده . رهام امیر ماشین نارنجی برداشتن منو پرنیا هم سبز مسعود قرمز راین و سینا زرد شروع به حرکت کرد من گاز میدادم پرنیا فرمان و کنترل میکرد من: پری پری برو بزن به رهامیر پرنیا: باشههه تو گاز بدهههه من: دارم میدمممم رفتیم نزدیک ماشین رهامیر و رهام برگشت نگامون کرد رهام به امیر: امیر گاز بدهههههه امیر: رهام این خرابه چرا نمیرهههه رهام: بابا این ترمزه اون یکی گازهههه زدیم به رهامیر و خوردن به دیوار منو پری خندیدیم و رفتیم اونور رهام: امیر مگه نمیگم گاز بده دیگه امیر: داداش بیا تو گاز بده من فرمان و بگیرم ماشین رهامیرم شروع به حرکت کردن و افتاده بودن دنبال ما ماعم فرار میکردیم ولی بهمون رسیدن و زدن بهمون و خوردیم به ماشین بغلی ک مسعود بود امیر: زمین گرده ماهی پری خانووووم من: بچه ها به ما بزنید اشکال نداره ولی دست ب مسعود نزنید الان باز تگری میزنه همه خندیدیم . رهام: خب بچه ها کجا بریممم سینا: بریم استخر توپ رایان: نبابا ماله بچه هاس همه باهم: رااایاااان رایان: چیههههههه رفتیم استخر توپ هممون جریان و میدونستیم جز امیر ک قرار بود سوپرایز شه
رهام 𝑖 𝑔𝑜𝑡 𝑐𝑙𝑜𝑠𝑒 𝑡𝑜 𝑠𝑒𝑒𝑖𝑛𝑔 𝑦𝑜𝑢 𝑎 𝑑𝑎𝑦 𝑡𝑜𝑑𝑎𝑦ジ 𝑗𝑜𝑖𝑛↷ @macanstunning
یک عدد بشه مامانش؛ '𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈' @macanstunning
اونوقت منو پرنیا ک ردیف س بودیم قطع نخاع شدیم ولی ندید👨🏽‍🦼
بشه مامانشششش '𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂' @macanstunning
"از فنا مصاحبه گرفتن و میزارن چنل ماکان مدیا" '𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂' @macanstunning