#منتشر_شده از رهام
دور خط قشنگت بگردم🌚
توجه کنید عاشقتونم با هفت تا الف✨
'𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂'
@macanstunning
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#استوری متین
'𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂'
@macanstunning
داشتم از اول چنلو میخوندم ک با همچین چیزی مواجه شدم:)
شماره۳ رو همین الان رو ی کاغذ نوشتم و میزارم ی گوشه تا زمانی ک رفتم پیشه رهامیر بدم بهشون💔🙂
𝐒𝐭𝐮𝐧𝐢𝐧𝐧𝐠
فصل۳ #پارت۲۰ از زبون پرنیا: سوار ماشین شدیم و راه افتادیم رایان: خب خونه فامیلتون کدوم وره؟ من: م
فصل۳
#پارت۲۱
فکر نکن تو نباشی من لنگم امشب با بهترین ادم زندگیم اشنا شدم و زنگ زدم واسه پارتیمون دعوتت کنم
سینام عصبی شد و اون حرفو تو ماشین زده
مائده: الان چه کاری از دست ما بر میاد؟
رایان: شما دوتا باید خودتون جای دوس دخترای سینا جا بزنید و برید باهاش ب اون مهمونی
سینا: و رایان توهم باهامون میای ک مراقب اوضاع باشی
من: ما خیلی بچه نیستیم احیانا؟
سینا: نمیدونم ارایش کنید داف کنید هرچیزی ام لازم داشته باشید میریم میخریم
مائده رو به من: پری خوش میگذره بیا بریم😔😂
و من از جایی که تو چاه هم با مائده میرم طبقق معمول قبول کردم
رفتیم و از یه مغازه ای چند دست لباس مناسب پارتی و از مغازه کناریش یه مشت لوازم ارایش و لنز و مو مصنوعی خریدیم
اومدیم و نشستیم تو ماشین رایان و شروع کردیم...
سینا و رایانم بیرون ماشین منتظر ما موندن البطه😐😂
حدود یک، یک و نیم ساعت بعد بود ک از ماشین پیاده شدیم
و قیافه رایان و سینا دیدنییی بودد
رایان: واد فاااااااااک😐😐
سینا: پشمام چقد تغییررر
مائده: حالا شرایط خیلی محیا نبود وگرنه بیشتر تر تغییر میکردیم
من: الان بهمون چند سال میخوره؟
سینا: کم کمش ۱۹،۲۰
رایان: راس میگه اصن قیافه هاتون جا افتاد😂
رایان و سینا هم لباساشونو و نمیدونم کجا عوض کرده بودن و حاظر بودن
دیگه سوار ماشین شدیم و با یه موزیک دوپس دوپسی راه افتادیم سمت پارتی😂...