eitaa logo
𝐒𝐭𝐮𝐧𝐢𝐧𝐧𝐠
1.1هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
962 ویدیو
0 فایل
𝒔𝒕𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟒𝟎𝟐/𝟎𝟏/𝟎𝟖 ‌ج‍‌زت‍‌و ک‍‌س‍‌یُ ن‍‌ی‍‌س‍‌ت‍‌م اخ‍‌ه م‍‌گ‍‌ه دن‍‌ی‍‌ا ی‍‌دونه از ت‍‌و ب‍‌ی‍‌ش‍‌ت‍‌ر داره؟
مشاهده در ایتا
دانلود
خانم پری لطفا پشت صحنه رو بزااااار.
19.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چقد دلم تنگ شد:) ب صدام توجه نکنید چرا هرکار میکنم کیفیتش بد میشه😐 '𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂' @macanstunning
اونجا ک حامیم میگه؛ جونَمُو میدَم تُو بام حَرف بِزَنی حَرف بِزَنی حَرف بِزَنی🤍:)
پشت صحنه رو بزااااارررر
𝐒𝐭𝐮𝐧𝐢𝐧𝐧𝐠
فصل۳ #پارت۲۸ (مامان مائده) مامان مائده: الان معلوم نیست بچم کجاست خدایا خودت بهمون برشگردون مامان
فصل۳ (مائده) داشتیم با پرنیا بحث میکردیم ک یهو در باز شد و دیدیم رایان با باز شدن در سکوت کردیم رایان: عه شمایین پرنیا: هعییییی رایان: چخبرتوته بابا خونه رو گذاشتین رو سرتون مائده: هوف ول کن بدنم خشک شده رایان: چرا چیشده مائده: رو مبل کنار تخت خوابیدم رایان: اها. منم سرم خیلی درد میکنه پرنیا: بعد اون اتفاقا بایدن درد کنه رایان: چیشده مگه من هیچی یادم نمیاد دیشب چ اتفاقی افتاد پرنیا: خب قضیه اینجوریه ک... پرنیا داستانو تعریف کرد رایان: یا حضرت عباس واقنننن مائده: بله واقعن رایان: باورم نمیشه من تو اون وضعیت؟؟؟ مائده: اره تو با اون دختره تو اون وضعیت رایان: باورم نمیشه پرنیا: هوفف باور کن رایان جان دیگه اه رایان: چیشد😐 مائده: پرنیا هروقت گشنه شه اینجوری عصبی میشه😂🙂 رایان: اها خب بگو دردتو، بیاین بیرن بریم یچی بخوریم ما: باشه . رفتیم تو آشپزخونه و هرکی یچی برا خودش درست کرد و اومدیم تو سالن ک هرکی با بشقاب تو دست یور ولو شد ، رایان تلویزیون و روشن کرد و منو پری هم داشتیم ب تلوزیون نگا میکردیم مائده: رایان بزار دیگه ی شبکه رو همش رد میکنی رایان: بابا هیچی نداره چی بزارم مائده: داره ولی تو ب هر شبکه ۱۰ ثانیه فرصت میدی ک از خودش دفاع کنه بعد میزنی میره پرنیا: بابا اههه اصن کنترل و بدین ب بابای خانواده پرنیا اومد و کنترل و از دست رایان گرفت و زد ی شبکه . بعد تموم شدن صبحونمون بیکار نشسته بودیم مائده: خب دیگه پری پاشو بریم رایان: کجا مائده: برگردیم قم رایان: امروز کنسرته ها پرنیا: خب چیکار کنیم رایان: ینی نمیاین؟ من نیم ساعت دیگه اینا میرم سالن پرنیا ی نگاهی بهم کرد مائده: ب همون چیزی ک فک میکنم فک میکنی؟ پرنیا: دقیقا ب همون چیزی ک فک میکنی فک میکنم رایان: ب چی فک میکنین؟😂 مائده: ب اینکه شب آخرو خوش گذرونی کنیم و بعد بریم پرنیا: دقیقا رایان: خب پس باشه من برم آماده شم تا برین خوش گذرونی کنیم...