تو ماشین از بابام پرسیدم چه حسی داری از شنبه باید هفت صبح پاشی منو ببری مدرسه ؟ گفت حس گوه 🤣🤣🤣🤣
قصه ے خورشید🌞(خیلی وقته مرده)
تو ماشین از بابام پرسیدم چه حسی داری از شنبه باید هفت صبح پاشی منو ببری مدرسه ؟ گفت حس گوه 🤣🤣🤣🤣
شمارو باباتون میبره من خودم*۴ دقیقه راهه مامانم از پنجره ساپورتم میکنه
ابجیم از بچگی سرویس داشت تا الان که دانشگاه میره ولی من از بچگی بابام میاورد و میبرد 🤣🤣
قصه ے خورشید🌞(خیلی وقته مرده)
ابجیم از بچگی سرویس داشت تا الان که دانشگاه میره ولی من از بچگی بابام میاورد و میبرد 🤣🤣
نهبابا من اصلا بین بچهام فرق نمیزارم
قصه ے خورشید🌞(خیلی وقته مرده)
نهبابا من اصلا بین بچهام فرق نمیزارم
🤣🤣🤣🤣🤣🤣
نه ببین اتفاقا پول سرویس بیشتر میشد ولی ابجیم چون بزرگتر بود میتونست با سرویس بیاد و بره ولی بابام اجازه نمیداد من سرویسی بشم بعد چند سال عادت کردم دیگه بابام هم برای سرویس نگرفت
کم کم داره لحظات آخر 31 شهریور 1405 میگذره اصلا دلم نمیخواد تموم بشه ولی این تابستون مسافرت رفتم/کمربند کارته ام عوض شد/بهترین چنل عمرم رو زدم/کتاب خریدم و خوندم/با آدم های جدیدی آشنا شدم/برای بار هزارم هری پاتر دیدم/فیلم های انولا هولمز یک و دو و سه رو دیدم ، کروئلا رو دیدم ، ایت یک و دو رو دیدم ، جانوران شگفت انگیز یک و دو و سه رو دیدم ، دوشیزه رو دیدم ، الکترونیک استیت رو دیدم ، شهر در دست بچه هارو دیدم ، ولدرمورت و ریشه های وارث رو دیدم/ برای 2 تا دوست ابجیم تولد گرفتیم/دیوار اتاقم رو تزئین کردم/جعبه یادگاری های این تابستون رو درست کردم/با اسکیت ابجیم کلی بازی کردم (اسکیت خودم به فنا رفت)/یه غذای جدید درست کردم/بازی لیتل نایتمرز یک رو تموم کردم/ یه بازی فکری درست کردم/کلی شب نشینی کردم/گوشی گرفتم/تیرامیسو درست کردم در کل خوش گذشت امیدوارم تابستون سال بعد از امسال هم بهتر باشه
خداحافظ تابستون 1405
قصه ے خورشید🌞(خیلی وقته مرده)
چه تابستونی داشتییی وای😭🛐
همچین خوب هم نبود ولی خبببب