و شاید، تمام راز زندگی همین باشد.
اینکه حتی اگر سرنوشت، آخرین رشتهی امید را از میان انگشتانت بیرون بکشد، حتی اگر زمستان تمام باغهای وجودت را به خاکستر سپیدی بدل سازد و حتی اگر هیچ بهاری در انتظار تو نباشد، باز هم میتوانی لبخند بزنی.
نه از سر خوشبختی. نه از سر رضایت.
بلکه تنها برای آنکه به جهان ثابت کنی هنوز مرگ بر فروغ چشمانت سایه نینداخته.
آن شب، در میان برفهایی که بیوقفه از آسمان فرو میریختند، دخترک آخرین نفسهای امیدش را به لبخند آدمبرفی سپرد. لبخند او، تنها چیزی بود که از این زمستان به یادگار ماند.
شاید بهار، پیش از آنکه از راه برسد، باید یاد میگرفت چگونه برای مردگان گریه کند.
#ریونا
#روزدوم
هدایت شده از سهشنبهها یکجور دیگریاند.
Only چای و خرما can fix me.
https://eitaa.com/112100264/976
غمم اشک شد. الان قابلیت یه سیل اشک ریختنو دارم😭😭😭😭😭
ینی چی اینقدر خط داستانیاتون خوبهههه وجودمممممم😭😭😭🛐✨
متن همتون و خوندم و اینجوری بودم که: این حجم از زیبایی از کجا فوران میکنهههه😭😦🛐🎀🌟
قلماتون پایداااار😭☝️🏻🌀
https://eitaa.com/112100264/979
عرررر. بشدت باهات موافقمممم همتون شاهکار خلق کردین بخدا😭😭🛐
واای قربون کلتتتت😦😭🎀بخدا خودمم نمیدونم همینجوری درمیاد ولی جدی خوشم نمیاد اینهمه توصیف اصلا نمیتونم یه خط داستانی درست بسازم. رو روانمه_🗿