-
یک ربع با مریم حرف زدم قانعش کنم آخرم هیچی به هیچی. وسطشم که حرف زدن یادم رفت: "هیچوقت ماهیو از آب
همینطور که داشتم اینو برای مهدیه توضیح میدادم یهو گفت:
"بیا از قرآن زیر رد شو"
ایتای دلقک اگر یه کانال یا گروهیو آرشیو کردم یعنی نمیخوام جلو چشمم باشه، یعنی چی که با هر پیام جدید از آرشیو درش میاری؟
دوشب دیگه مهدیه رو ببینم کاملا جدی تمام زندگیمو براش میگم.
فقط کافیه حس کنم بینمون سکوته تا به زور تو اون شلوغی و سروصداها بهش بگم: دلت میخواد یه رندوم فکت بشنوی؟
https://eitaa.com/henasjsj/12373
نه خاله همین الانم به طرز وحشتناکی دارم میزنم تو دهن خودم که اینا چی بود من گفتم(((=