اهمالʕ •ᴥ•ʔ
https://harfeto.timefriend.net/16626697937147 بفرماییید برای حرفاتون
حوصلم سر رفته و این لینکم بالا نمیاد
#بلوط
آره واقعا سخته مخصوصا روز تعطیل عوو سطحت بالاست موفق باشی🤍
_
کجاش بالاست😂😭
مرسییی
تو هم موفق باشی🧡🧡
#بلوط
میتونی توضیح بدی جمع آجوشی خواهان چی هست؟
_
یه شخصیت فیلمه و ما میخوایمش😂😂😂
هدایت شده از قِید
در تقاطع خیابانی که در ان زندگی میکردم کافه ای وجود داشت که رنگ و روی تازه ای به خیابان میبخشید
دکوراسیونی چوبی و پنجره های بزرگی که نور را به کافه می اورد
پیچک ها و اقاقیای بنفش مانند لباسی درهم تنیده بودند و دیوار های بیرون کافه را پوشانده بودند
در سه کنج کافه قفسه ای از زمین تا ان بالا بالاها وجود داشت که سرتا سر از کتاب های مختلف پر شده بود و درکنارش بالشتک هایی برای استراحت قرار داشت که ادم میخواست ساعت ها در حالی پاهایش را دراز کرده و نور لطیف افتاب پوستش را نوازش میکند انجا بنشیند و کتاب بخواند
و دیوار های داخلی چیزی بود که همه را شگفت زده میکرد
دیوار ها به اندازه ی هر میزی که کنار دیوار قرار داشت رنگارنگ بودند
میز شماره یک دیواری زرد رنگ داشت و روی دیوارش پر از عکس های مختلف زرد رنگ بود ، با یک شاخه افتابگردان
میز دوم سفید بود و دیوارش پر از عکس های مختلف سفید رنگ ، با رز سفید رنگی روی میز
و به همین ترتیب هر میزی یک رنگ متفاوت
انگار میخواست بگوید تو هر کسی که هستی ، با هر گونه علایق و جنسیت و طرز فکر و رفتاری ، اینجا برای توست
برای زمانی که خسته و نا امیدی و زمانی که نیاز داری با کسی حرف بزنی
' از اینجا به بعد باید شخصی را وارد داستان کنم که بی شک همهتان شیفته اش میشوید '
شخصی که کافه را اداره میکرد دختری نارنجی رنگ بود که حس خانه به ادم میداد
لبخند هایش شکل دیگری از امید و زیبایی بودند و در سینه اش صندوقچه ای داشت پر از قصه های نگفته
در طول کافه میگشت و با همه حرف میزد ، دستانشان را در دستان گرم خود جای میداد و اشک هایشان را پاک میکرد ، برای موفقیت هایشان شادی میکرد و در سردرگمی هایشان برای انها مانند چراغی پر نور ، راهنما بود
انگار که به هر یک از مادر نیز نزدیک تر است
در پشت کافه اتاقی داشت برای ساعت های استراحتش ، اتاقی کوچک با دیوار هایی سرتاسر نقاشی و یخچال کوچکی در کنار اتاق که پر از رانی انبه بود
دخترک نارنجی رنگِ لطیفِ مانگو...
دختردکمه ای
-@sunrise_set
اهمالʕ •ᴥ•ʔ
در تقاطع خیابانی که در ان زندگی میکردم کافه ای وجود داشت که رنگ و روی تازه ای به خیابان میبخشید دکو
آیگووووو
قلبمممممممم🥺🥺🥺🥺🥺🥺
این خیلی خوشگلههههههه
وایییییحلبچخعبخفیخفیخفس
خیلی بهم انرژی داد
توروخدا نگا کنیدددد 😭😭💕💕💕
این مال خودمههههه
زمخعیمیقعسحعثشعث
ممنونننننن🧡🧡🧡
حس میکنم یه جون به جونام اضافه شده *-*
واقعنی ممنون خیلی بهم انرژی دادییی :>>