به مامانم گفتم من بچه ها رو تا سنی دوست دارم که از خودشون اراده نداشته باشن تا نتونن حرف گوش ندن
گفتش الان تو برده اونایی یه گریه کنه شش ساعت بغلش میکنی غذا میدی بهش ماساژش میدی
و واقعا هم راست میگفت😐😐😐!
تا حالا از این بعد نگاه نکرده بودم
مامانم میگه بچه های ریاضی همش فرمولی و یه خطی نگاه میکنن
حالت «حقیقت یک چیز است و وقتی آن را پیدا کردم دیگر نمیگردم و مستبدانه نظرم رو تحمیل میکنم»
ولی بچه های انسانی از چند جهت نگاه میکنن و خودشون حرف خودشون رو نقض میکنن
اهمالʕ •ᴥ•ʔ
هه ما خیلی خفنیم 😏
عوضش ما قوانین رو کشف میکنیم یکم زندگی به ثبات برسه👄
اهمالʕ •ᴥ•ʔ
عوضش ما قوانین رو کشف میکنیم یکم زندگی به ثبات برسه👄
عوضش ما بدون چهارچوب های دیوونه کننده زندگی میکنیم
اهمالʕ •ᴥ•ʔ
عوضش ما بدون چهارچوب های دیوونه کننده زندگی میکنیم
توازن برقرار میشود
درد فقط منی که به بغل دستیم که یازدهمیه تقلب دادم
بعد خودم امتحان خودمو گند زدم :)
اهمالʕ •ᴥ•ʔ
درد فقط منی که به بغل دستیم که یازدهمیه تقلب دادم بعد خودم امتحان خودمو گند زدم :)
وای باز این زنه این ترفندو اجرا میکنه که دوتا بغل دستی از دو پایه مختلف باشن؟
اهمالʕ •ᴥ•ʔ
بله :)
من اون موقع با بغل دستیم همکاری میکردیم اون از بقیه میدید به من میگفت منم به اون