عکس میگیری تا یادت نره، عکس میگیری تا ثبت بشه، عکس میگیری تا زندگی گذشته رو توی شیشه ی عمر بریزی، عکس میگیری تا خاطراتی که مثل ماهی از لای دست هات سر میخورن رو توی یه تُنگ شیشه ای نگه داری.
خورشید یه روزی، شاید میلیاردها سال بعد، ذوب میشه و رنگ زرد رو توی یه چشم به هم زدن روی همه ی دنیا میپاشه. تا اونموقع ما زردهارو توی آفتاب گردون ها پیدا می کنیم، توی چراغ هایی که سوسو میزنن و راه رو نشون میدن. ما اون نورِ زرد رو توی مردمک های تیره ای که هنوز هم رویا می بینن پیدا میکنیم.