هم دلم میخواد جوری زندگی کنم که آدمها من رو بشناسن و هم جوری زندگی کنم که نامرئی باشم. میشه همچین کاری کرد؟
فکر میکنم ما ناخودآگاه جذب آدمها میشیم و مغز ما یا دنبال تکراره یا دنبال پر کردن خلاء و اکثراً بدون اینکه متوجه باشیم، آدمها یا حتی موقعیتها رو انتخاب میکنیم.
گاهی نمیدونم از قدرتمه که میتونم از پس خیلی چیزها بربیام یا اینکه مجبورم از پس اون چیزها بربیام. هرچی که هست، میدونم باید ادامه بدم؛ حتی اگر ندونم آخر مسیر به کجا میرسم و چی ازم باقی میمونه.
آسون نخواهد بود، ولی خب، اگه هدفی برای جنگیدن نداشته باشیم، شانسی هم برای پیروزی نداریم.