3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸تاثیر عجیب همنشین😱😱
⛔️خیلی مراقب باشیم.
#روانشناسی
#سلامت_روان
#دانش_روان
#کانال_مارا_معرفی_کنید
┄┅-┅♡❀ 🦋🍃🌸 ❀♡ ┅-┅┅┄
🌐کانال روانشناسی و مشاوره هادی قربانی
https://eitaa.com/supermind
📱✨
دوستان یه برنامه فوقالعاده کاربردی براتون آوردم 😍
اسمش Xmindـه! مخصوص کساییه که میخوان فکرها، ایدهها و درسهاشون رو منظم و خلاصه کنن 🧠📚
با Xmind میتونید خلاصهبرداریهاتون از متنها، درسها و مقالهها رو به صورت نقشه ذهنی (Mind Map) درست کنید تا راحتتر یاد بگیرید و مرور کنید 💡
هم برای دانشجوها عالیه، هم برای کسایی که دنبال نظم ذهنی و خلاقیت بیشترن 🌿
#نقشه_ذهنی #مطالعه_موثر #خلاصه_برداری #یادگیری_فعال #Xmind #ابزار_کاربردی
https://eitaa.com/supermind
🌱
✍ ️۶ پرسش و پاسخ مهم در مورد زندگی موفق
این یافتهها نتیجه سالها پژوهشهاست:
🔹رمز موفقیت؟
🔸استمرار
🔹رمز رابطه خوب؟
🔸توجه و احترام
🔹رمز سلامت روان؟
🔸ورزش، تغذیه سالم و خواب کافی
🔹رمز والد خوب بودن؟
🔸اختیار دادن و مستقل بارآوردن بچهها
🔹رمز رفاقت پایدار و خوب؟
🔸ضربه نزدن به اعتماد
🔹راز رسیدن به اهداف؟
🔸نگفتنش به بقیه تا قبل رسیدن بهش
#ذهن_برتر | عضوشوید 👇
📖 @SUPERMIND
19.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖼تصویرسازی #هوش_مصنوعی از دعای باران شهدا🌧
@SUPERMIND
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌فیزیوتراپیِ مغز❌
#ذهن هم مثل عضلهست؛
اگه تمرینش ندی، تحلیل میره!
✾••❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••❀
❌فیزیوتراپیِ مغز❌
#ذهن هم مثل عضلهست؛
اگه تمرینش ندی، تحلیل میره!
✾••❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••❀
@SUPERMIND
🌱
نباید همه ی نردبان را نگاه کنی!🪜
فقط گام اول را بردار👣
برداشتن اولین قدم همیشه سخت ترین مرحله است ولی⛓️
هر چه بالاتر می روی همیشه آسان تر می شود.🔧
با هر گام به زندگی دلخواهت نزدیکتر خواهی شد تا اینکه🍓
سرانجام آنچه غیر قابل مشاهده بود ظاهر و آنچه⏳️
دست نیافتنی بود به واقعیت تبدیل می شود.💥💎
پس به خودت قول موفقیت بده✨🌸
🌱
https://eitaa.com/supermind
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کتاب
هفته کتاب و کتابخوانی گرامی باد
https://eitaa.com/supermind
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
لذتِ گذروندنِ کل روز توی اینستا لذتِ خالیه
خوشحالی نیست.
ما همیشه شادیمونو به «بعداً» موکول میکنیم،
اما هیچ دستاوردی طولانیمدت پرکننده
نیست؛
عشق، خانواده، حضور و ارتباط با خدا حسِ واقعی میدن ❤️.
زندگی آنلاین یه شبیهسازِ تجربهس،
حسِ واقعی رو نمیتونه بسازه.
تو چطور بین زندگی دیجیتال و واقعی تعادل برقرار میکنی؟
👤دکتر آرتور سی بروکس
https://eitaa.com/supermind
.
پیر مردی تمام عمرش را
بین بازاروکوچه سر می کرد
هرکسی بار در دکانش داشت
پیر افتاده را خبر می کرد
او که عمری برای نان حلال
گاری اش را به هر طرف می برد
قول داده که رایگان ببرد
بار روضه اگر به تورش خورد
روزی از کوچه که به خانه رسید
همسرش گفت: درد نان داریم
از بد حادثه همین امشب
نان نداریم و میهمان داریم
سال ها با غم تهی دستی
در خفایت اگرچه سر کردی
می رود ابرویمان امشب
دست خالی اگر تو برگردی
باز هم راهی خیابان شد
حجره ها را یکی یکی می دید
هیچ باری نمانده روی زمین
از نگاهش عذاب می بارید
گوشه ای بین کوچه و بازار
با خودش گفت کاش می مردم
خسته ام دیگر از همه از بس
حسرت عمر رفته را خوردم
در همین حال بر زمین خوابید
ناگهان کودکی صدایش کرد
پیر مرد خمیده حیران شد
گیوه را تا به تا که پایش کرد
گفت جانم مرا صدا کردی
زود تر عرضه کن که کارت چیست؟
مس، ملافه، گلیم ، یا قالی
حاضرم من بگو که بارت چیست
پسرک گفت پیش ان کوچه
روضهٔ هفتگی شده برپا
دیگ را از حیاط خانه ما
میتوانی بیاوری آقا؟
پیرمرد از جواب او جا خورد
دیگ نذری روضه را میدید
گاری اش را جلو عقب کرد و
به سیه روزی خودش خندید
یادش افتاد عهد دیرین را
روز اول که گاری اش را برد
قول داده که رایگان ببرد
بار روضه اگر به تورش خورد
پیر مردی که در دوراهی بود
این طرف دیگ نذری بی مزد
آن طرف خانواده اش محتاج
مرگ بر روزگار شادی دزد
دیگ را برد عقل او می گفت
مزد زحمت بگیر و عاقل باش
که در این روزگار جایز نیست
تنگدستی و کار بی پاداش
دل ولی حرف دیگری میزد
عهد دیرین بهانه دل بود
پیرمرد از دلش حمایت کرد
بس که این پیر خسته عاقل بود
دیگ را برد مبلغی نگرفت
دست خالی به خانه بر می گشت
پیر مرد شکسته و تنها
از گذشته شکسته تر می گشت
تا به خانه رسید از بازار
ناگهان مضطرب شد و حیران
پشت در کفش های بسیار و
داخل خانه مملو از مهمان
از لب پنجره نگاه انداخت
میوه های عجیب و رنگارنگ
عطر ناب برنج ایرانی
نالهٔ زعفران در هاونگ
همسرش که ز خانه بیرون رفت
دید مردش نشسته با حیرت
گفت از دست پر رسیدن تو
متحیر شدم خدا قوت
تا تو از خانمان برون رفتی
پیرمردی شریف و گاری کش
دم در آمد و صدایم زد
گفتم از پشت نرده فرمایش؟
بیقرارو شکسته چون مرغی
که پر و بال بر قفس می زد
عطش از چهر اش نمایان بود
تشنه بود و نفس نفس می زد
گفت این خوار و بار را داده است
مادری قد کمان و آزرده
ما بدهکار همسرت هستیم
دیگ نذری برایمان برده
هرکسی که ندارد عشق تورا
تازه فهمیده که نداری چیست
قصه کل عاشقان حسین
قصه پیرمرد گاریچی ست
#رضا_صمدیان
#عشق_ناب
https://eitaa.com/supermind