Supernova 🇮🇷
در فیزیک، اجسام همیشه سعی میکنن ساده ترین مسیر رو برن (یه اسمی قشنگی داشت که یادم نمیاد شرمنده) اما
جرم به فضا-زمان میگه چطور خم شن
و فضا-زمان به اجسام میگه چطور حرکت کنن
اینجا مغزم گیر میکنه حالا خودتونید من نمیدونم
هر چه گرانش قوی تر باشه، زمان کند تر میگذره. اما برای خودت کاملا عادی به نظر میاد.
مثلا
یکی واستاده نزدیک یه جرم سنگین (مثلا نزدیک یه سیاهچاله)
یکی هم دور از اون.
ناظر دور، می بینه که ساعت نزدیک جرم، کند تر کار میکنه.
اما خود ناظر نزدیک جرم، چیز عجیبی حس نمیکنه (چ-)
فرمول ریاضی هم داره ولی چون ازش خوشم نمیاد نمیگم خودتون برید دنبالش❤️ (شاید بعدا رابطم با ریاضی انمیز تو لاورز شد و ریاضی این چرت و پرتایی که میگم رو هم برم دنبالش)
حالا منظور اینجا فقط کند شدن ساعت نیست
منظور خود فرایند های فیزیکیه
یا مثلا واکنش های شیمیایی... پیر شدن... همه با هم کند میشن (ایز دت تو؟ اینترستلار؟)
اها یه چیز جالب انگیز
توی سیستم GPS:
ماهواره ها دور تر از زمین هستن: پس زمان سریع تره براشون نسبت به زمین.
پس اگه این اختلاف اصلاح نشه مکان یابی نادقیق و خراب میشه.
حالا اصلا چرا خم شدن فضا-زمان باید باعث تغییر در گذر زمان بشه؟
یعنی اگه بریم نزدیک سیاهچاله و برگردیم، یه جورایی انگار به آینده سفر کردیم؟
آیا گذشته و آینده همزمان وجود دارن؟ ممکنه چیزی که برای من آینده ست برای یکی دیگه حال باشه؟
اگه گرانش میتونه زمان رو کند کنه، میتونه جهتش رو هم عوض کنه؟
اگه زمان و فضا نسبی ان، پس واقعیت مطلق یا واحد وجود نداره؟
#میدان_نبردی_به_نام_فیزیک