هدایت شده از 𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜𝑑𝑖𝑛𝑔 ݁˖ ✮ ⋆
تمِ این فصل •.°⋆:🍀:࿔*:・
اسکورپیو ، تورس ، لئو ، آکواریس
⭑ کار کردن روی پروژههای شخصی خودت بدون دخالت دادن دیگران در برنامههات ~
⭑ اولویت دادن به عشق و مراقبت از خودت، قبل از راه دادن آدمهای گذشته که بهت آسیب زدن.
⭑ دریافت هدایای گرانقیمت، چیزهایی که مدتی منتظرشون بودی.
⭑ مهمونی رفتن تا دیروقت شب ~
⭑ شروع کردن نوشتن خاطرات روزانه چون به تمرکزت کمک میکنه.
⭑ دیدن عدد 444 به عنوان یادآوری اینکه تحت محافظتی.
⭑ برخورد با کسی که خودبزرگبینی زیادی داره و سر جاش نشوندنش.
هدایت شده از 𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜𝑑𝑖𝑛𝑔 ݁˖ ✮ ⋆
نمیدونم ولی تا به حال متوجه شدید که چطور بعضی از آدما بابتِ کارهاشون عذرخواهی نمیکنن؟ اونا فقط عادی رفتار میکنن و انتظار دارن که تو فراموش کنی.
بله، پایسیز ، لیبرا ، تورس و آکواریس توی زندگی خودشون با این موضوع دست و پنجه نرم کردن.
مرا میخواستی تا شاعری را
ببینی روز و شب دیوانه خویش
مرا میخواستی تا در همه شهر
ز هر کس بشنوی افسانه خویش
مرا میخواستی تا از دل من
برانگیزی نوای بینوایی
به صد افسون دهی هر دم فریبم
به دل سختی کنی بر من خدایی!
مرا میخواستی تا در غزل ها
تو را زیباتر از مهتاب گویم
تنت را در میان چشمه نور
شبانگاهان مهتابی بشویم
مرا میخواستی تا نزد مردم
تو را الهام بخش خویش خوانم
به بال نغمه های آسمانی،
به بام آسمان هایت نشانم؛
مرا میخواستی تا از سر ناز
ببینی پیش پایت زاری ام را
بخوانی هر زمان در دفتر من
غم شب تا سحر، بیداری ام را
مرا میخواستی اما چه حاصل
برایت هرچه کردم باز کم بود!
مرا روزی رها کردی در این شهر
که این یک قطره دل دریای غم بود!
تو را میخواستم تا در جوانی
نمیرم از غم بی همزبانی
غم بی همزبانی سوخت جانم
چه میخواهم دگر زین زندگانی؟
#مشیری