هدایت شده از لجنزار هلیوسلی
Simon Curtissss.mp3
زمان:
حجم:
5.2M
0:45
Damn, if you didn't want me back
Why'd you have to act like that?
It's confusing to the core
Cause I know you want it
Oh, and if you don't wanna be
Something substantial with me
Then why do you give me more?
Babe, I know you want it
من همیشه فکر میکردم کسی تا وقتی مجبور نباشه منو نمیبینه. فکر میکردم نامرئیم و همیشه توی سایهها حرکت میکنم، همیشه از راه دور همه رو میبینم و واکنشهاشون رو متوجه میشم و میفهمم هرکس چطوریه و اسمشون رو حفظ میکنم. انگار وقتی وارد یه محیط جدید میشم، تبدیل میشم به روحی که همه رو میبینه ولی هیچکس نمیبینتش. و حتی چرا محیط جدید؟ من سه ماه تموم توسط یه نفر دیده نشدم.
اما امروز یکی که مدتها نگاهش میکردم، بدون اینکه کسی مجبورش کرده باشه توی چشمام نگاه کرد و باهام حرف زد. خودش نمیدونه چه کار بزرگی کرده و اینکه من فکر کنم کار بزرگی کرده احمقانهست، ولی بعد مدتها حس کردم یکی داره منو میبینه. شاید هنوزم روح باشم ولی حداقل یه نفر منو دید.
اتاقکسیگار؛
یکی از بهترین احساسهای دنیا اسپک زدنه. توپ رو به هوا پرت میکنی و لحظهای که توپ بالای سرت توی هوا م
تازه علاوه بر دیده شدن، اسپکهام هم صدا دادن.