هدایت شده از رآدیو سکوت ؛
تو بخند. به صحنههای مسخرهی فیلمِ «مستربین»ی که بابات با دیدنش قهقهه میزنه، بخند و تا ثانیه آخرش بشین کنارش، تا تنهایی نخنده. تا بیشتر بخنده. تو گوش کن. به حرفای مامانت درموردِ «کاشی رو باید تِی بکشم... آهان راستی بهت گفتم خالهت چی گف بهم؟» که حوصلهتو سر میبره، گوش کن و سر تکون بده. تا بیشتر حرف بزنه، بیشتر از حرفهای دلش بگه. تو نگو تکرارین. به حرفای مادرجون که هی تکرار میشه و میره سرِ خطِ اول، گوش بده و نگو تکرارین. بذار هی تکرار کنه، بذار حس کنه حرفاش برات جالبن. تو نگو سادهست. به کاردستیهای خواهرت که بینِ هر تاش یه جوونهی احساسه، نگو ساده. تا بیشتر بهت نشون بده. به آدمها گوش کن، همراهِ آدمها بخند، با آدمها مهربون باش، مخصوصا اگر خانوادهی توئن. همین .
هدایت شده از رآدیو سکوت ؛
مامان میبینه ناراحتی و نمیتونه کاری بکنه، پا میشه تلویزیونو روشن میکنه و فیلم مودعلاقهتو پلی میکنه، بعد میره تو آشپزخونه و ماکارانی دم میذاره چون ماکارانی دوست داری. اینه زبونِ عشقِ مامان.
هدایت شده از رآدیو سکوت ؛
فلذا شما این پست رو + پست دلخواهِ دیگهای فوروارد بفرمایید، تا بندهٔ حقیر، مِن بابِ خونه یا صاحبخونه، کلامی حقیر بنویسم ☕️
` آدرس خونههاتون.
هدایت شده از رآدیو سکوت ؛
عروسدریایی عزیزم _ اتاقک سیگار، تلاشگر و قهرمانِ قصهٔ سختکوشی، «کسی دیگر مرا سوزاند و من احمق سیگار را.» غمی توی خونهت حس میکنم که بسیار متین و آرومه، روزی به همین آرومی که اومده، خواهد رفت. هرچقدر شمشیر از دستت میوفته باز بلند میشی و ادامه میدی، یقین داشته باش آخرش غم و غصهها شرمندهات میشن. و، به راستی، کاش با خودت مهربونتر باشی 💘
اتاقکسیگار؛
عروسدریایی عزیزم _ اتاقک سیگار، تلاشگر و قهرمانِ قصهٔ سختکوشی، «کسی دیگر مرا سوزاند و من احمق سیگا
خیلی زیباست، واقعا متشکرم ازتون😭
هدایت شده از Coraline:)