اتاقکسیگار؛
There I saw you standing Must have been a holy light 'Cause I can't see and I can't feel But the col
ساحل مرز بین خشکی، دریا و آسمونه. شاید برای همینه که:
هدایت شده از طاعمه.𓆟
«اغلب به این فکر میکنم که آیا این نامهها، که اینقدر با دقت و وسواس برایت مینویسم، واقعاً تو را به من نزدیکتر میکنند یا فقط فاصلهای بیشتر بین ما ایجاد میکنند. شاید این نامهها فقط آخرین پناهگاه من باشند، جایی که میتوانم با تو حرف بزنم، بدون اینکه واقعاً روبرو شوم و از این روبرو شدن وحشتزده شوم.»
- سری نامه های کافکا برای ملینا - / برای شما.