اینو میخوام کلی بگم.
من آدمی نیستم که رودرواسی داشته باشم. اگه ازت بدم میاد، شاید نگم که ازت بدم میاد. اما هیچوقت مکالمه رو شروع نمیکنم. هیچوقت با ذوق حرف نمیزنم. با رفتارم بهت نشون میدم که نمیخوام دوروبرم باشی. اگه ازم بپرسی ازم بدت میاد؟ میگم آره.
ممکنه ازت خوشم بیاد و بهت نگم، چون خجالت میکشم. اما هیچوقت از کسی الکی تعریف نمیکنم. اگه فکر کردم قشنگ مینویسی بهت میگم. اگه بهت گفتم واقعی گفتم. اگه فکر کردم خوشگلی، بهت میگم. اگه گفتم واقعی گفتم. اگه فکر نکنم که خوب مینویسی، یا خوشگلی، یا هرچیزی شبیهش، بهت نمیگم. از این متنفرم که از یکی تعریف کنم و اون بگه الکی میگی، رودرواسی داری یا چیزی شبیهش.
نمیدونم بچهها. جدیدا همون میزانی که حالم از خودم به هم میخوره عاشق خودمم. بشر موجود عجیبیه.
اتاقکسیگار؛
خودش؟ بله. قیمتش؟ سکتهم میده.
امروز آخرین بستنی سالار عمرم رو همراه با بغض و اشک خوردم بچهها. صدتومن بی زبون. هعی.
هدایت شده از ⚓⊱𝖡𝗅𝖺𝖼𝗄 𝗉𝖾𝖺𝗋𝗅⊹
وقتی سواد اینو نداری که «باهات» رو «باحات» ننویسی، اخه چرا میری فیلم زیرنویس میکنی😭😭😭😭😭
هدایت شده از رآدیو سکوت ؛
در جامعهی ما، سیگار ریههای مرد را خراب میکند، و آبروی زن را نابود. نمیدانم منظورشان این است که زن ریه ندارد یا مرد آبرو!
` داستایوفسکی.