بعد از اونور یه عده دیگه برمیگردن میگن نهببین تو باید به ترافیک بگی شدآمد🗣️🗣️🗣️🗣️🗣️
آقاجان ولم کن. بجای اینکه تلاش کنی برای کلمههای جاافتاده معادل پیدا کنی، تلاش کن کلمههایی که داریم جایگزین واژههای انگلیسی نشن، ممنون
هدایت شده از 𝙇𝙞𝙡𝙞𝙩𝙝'𝙨 𝙨𝙚𝙘𝙩𝙤𝙧★
https://eitaa.com/supportcigarettes/6093
لیترالی رو نمیتونم شرمنده :)
هدایت شده از 𝙇𝙞𝙡𝙞𝙩𝙝'𝙨 𝙨𝙚𝙘𝙩𝙤𝙧★
ولی بچه ها جدی اگر فکر کردین با انگیلسی صحبت کردن باکلاس میشین، فراموشش کنید. بجاش بد و بیراه نگفتن و فحش ندادن رو امتحان کنید.
هدایت شده از 𝙇𝙞𝙡𝙞𝙩𝙝'𝙨 𝙨𝙚𝙘𝙩𝙤𝙧★
چون کسی که فحش میده درواقع دایره لغات خیلی محدودی داره.
الان برای بار دوم در این ماه مدرک زنده اینم که چرا نباید وقتی صبح پامیشیم، اولین کار پیامامونو چک کنیم.
آیا اجازه دارم، از پای این حصار
در رنگ آن شکوفه شاداب بنگرم
وز لای این مشبک خونین خارخار،
این سیم خاردار،
یک جرعه آب چشمه بنوشم؟
بیرون، جلوی در
چندان که مختصر رمقی آورم به دست،
در پای این درخت بیاسایم،
آیا اجازه دارم؟!
یا همچنان غریب، از این راه بگذرم،
وین بغض قرن ها نتوانی را
چون دشنه در گلوی صبورم فرو برم؟
در سایه زار پهنه این خیمه کبود،
خوش بود اگر درخت، زمین، آب، آفتاب،
مال کسی نبود!
یا خوب تر بگویم؟
مال تمام مردم دنیا بود!
دنیای آشنایان و دوستان،
یک خانه بزرگ جهان و جهانیان،
یک خانواده، بسته به هم تار و پود جان!
باهم، برای هم.
با دست های کارگشا، پا به پای هم.
در آن جهان خوب، در دشت های سرسبز،
پرچین آن افق!
در باغ های پر گل دیوار آن نسیم،
با هر جوانه جوشش نور و سرور عشق،
در هر ترانه گرمی ناز و نوای مهر،
لبخند باغکاران تابنده چون چراغ،
گلبانگ کشت ورزان،
پوینده تا سپهر؛
ما کار میکنیم.
با سینه های پر شده از شوق زیستن.
با چهره های شاداب چون باغ نسترن،
با دیدگان سرشار از دوست داشتن!
ما عشق میفشانیم، چون دانه در زمین.
ما شعر میسراییم، چون غنچه بر درخت!
همتای دیگرانیم، سرشار از سرود،
از بند رستگانیم آزاد، نیک بخت...!
۱۳۵۶
#مشیری