اتاقکسیگار؛
اگه به من تابستون پارسال وضع تابستون امسالم رو میگفتی پشماش میریخت.
دوباره. دوباره. دوباره. دوباره.
اتاقکسیگار؛
به خودم نگاه میکنم که انگار خودم نیستم.
انگار دوباره تبدیل شدم به پوستهای که ترس کنترلش میکنه.