eitaa logo
اتاقک‌سیگار؛
177 دنبال‌کننده
457 عکس
97 ویدیو
1 فایل
-به اتاقک سیگار خوش اومدی.اینجا علاوه‌بر اینکه بوی سیگار میاد، قفسه‌هاش از کتاب پره، صدای رادیو همیشه بلنده،دستگاه تایپ هیچوقت از دست من بیکار نمیمونه و به دیوارها قاب عکس آویزونه. سیگار؟ https://abzarek.ir/service-p/msg/3527046 تاریخ آغاز: ۷ شهریور
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
به کارخانه که نزدیک میشود،کامیون یدک کشی را در دوردست میبیند.وسط بزرگراه توقف کرده است.از چندمتری قطرات خون را کنار جاده میبیند. یک یدک کش حاوی قفس کنار بزرگاره واژگون شده و از کار افتاده است.درها یا در برخورد با زمین له شده اند یا آنها را از جا کنده اند.آشغال خورها را با ساطور،چماق،چاقو و طناب میبیند که راس های درحال انتقال به کارخانه را میکشند.استیصال و گرسنگی،جنون افراطی و خشم دیرینه،او جنایت را میبیند،آشغال خوری را میبیند که دست راس زنده ای را میبرد،آشغال خور دیگری را میبیند که میدود و میکوشند با کمند انداختن،راس درحال فراری را بگیرد،انگار گوساله ای تعقیب میکند،زن هایی را میبیند که بچه ها را کول کرده بودند و ساطورهایشان را میچرخاندند و دست و پا قطع میکردند،میبیند کنار جاده پوشیده از دل و روده است،بچه پنج شیش ساله ای را میبیند که بازویی را با خود میکشد.وقتی آشغال خوری با نگاهی جنون آمیز و صورتی که خون بر آن پاشیده شده فریادزنان چیزی به او میگوید و ساطورش را بالا میبرد،سرعتش را زیاد میکند. حس میکند ریزه های آن سنگ در سرتاسر بدنش به حرکت درآمده اند.میسوزند،گرما و تشعشع دارند. _متاسفم مارکوس،خیلی متاسفم،اما این دیوونگیه.آشغال خورها تاحالا چنین غائله ای به پا نکرده بودند. _کامیون خودش واژگون شد یا کار آشغال خورها بود؟ _نمیدونیم،اما بدتر از این هم هست.؛اونها به لوئیسیتو حمله کردند،همون راننده.اون زخمی شد و نتونست به موقع فرار کنه.اون رو کشتند مارکوس،اون رو کشتند.انگار نشئه اند.یه مشت هیولای وحشی. مارکوس ماری را در آغوش میگیرد،گریه ماری بند نمیاید و میگوید بین آن همه راننده لوئیسیتو را بیشتر از بقیه دوست داشت،پسر خوبی بود،سی سالش هم نبود و آن همه مسئولیت پذیر،پدر یک خانواده،پدر یک پسربچه قشنگ و همسرش چه میشد،زندگی عادلانه نیست،آشغال خورها کثافتند،تفاله هایی که باید مدت ها پیش کشته میشدند،عوضی هایی که همیشه مثل سوسک آن اطراف میپلکند.میگوید آنها بشر نیستند،تبهکارند،حیوانات وحشی اند و مرگی همچون مرگ لوئیستو قساوت است،همسرش حتی نمیتواند جسد او را بسوزاند و او چطور میتواند خدایی را که میگذارد چنین اتفاقاتی بیفتد ستایش کند.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا